شمارهٔ ۱۸۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف زیباییهای طبیعت و عشق میپردازد. او از سختیها و حسرتهایی که در زندگی و عشق دارد صحبت میکند. شاعر اشاره میکند به زیباییهای ظاهری و باطنی، همچون زلف و عطر. همچنین به تضادهای موجود در عشق، مانند شیرینی و تلخی میپردازد. به طور کلی، این شعر ترکیبی از احساسات عمیق و زیباییهای طبیعی را به تصویر میکشد.
بهتر است از هرچه دهقان در چمن میپروردآن چه آن نازک بدن در پیرهن میپرورد
هوش مصنوعی: بهتر است از هر چیزی که کشاورز در باغ میکارد، آنچه که آن دختر لطیف در زیر پیراهن خود نگه میدارد، ارزش بیشتری دارد.
زان دو زلف و عارضم پیوسته در حیرت کنونبیضهٔ خورشید را زاغ و زغن میپرورد
هوش مصنوعی: از آن دو زلف و موهایی که به هم پیچیدهاند، همیشه در حیرت و شگفتی هستم، زیرا این زلفها هماکنون مانند تخممرغی داغ و زرد رنگ، خورشید را در دل میپرورند.
نافه دارد بوئی از زلفت که بهر احترامایزدش در ناف آهوی ختن میپرورد
هوش مصنوعی: بوئی از زلف تو دارد که به خاطر احترام و عظمت خداوند، در ناف آهوی ختن نگهداری میشود.
هست شیرین را درین خمخانه از حسرت دریغبادهٔ تلخی که بهر کوه کن میپرورد
هوش مصنوعی: در این مکان که بوسههای شیرین وجود دارد، به خاطر حسرت، نوشیدنی تلخی وجود دارد که به پرورش کوهها کمک میکند.
بهرهای از دامنم خار است از آن گل پیرهنگرد خرمن بین که اندر گل سمن میپرورد
هوش مصنوعی: در دامن من، خاری وجود دارد که نشانهای از غم و سختی است. در کنار آن گل از خرمن، گلی قرار دارد که در باغی از گلهای خوشبو جوانه زده و پرورش یافته است.
میدهد از اشگ سرخم آب تیغ خویش راتشنهٔ خون مرا از خون من میپرورد
هوش مصنوعی: اشکهای سرم به همچون آب، تیغی است که تشنهٔ خون من است و از خون من زندگی میگیرد.
عشق در هر آب و گل حالی دگر دارد از آنمحتشم جان میگدازد غیر تن میپرورد
هوش مصنوعی: عشق در هر نوع انسان و هر شرایطی حال و هوای خاص خودش را دارد و جان آدمی را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. این عشق تنها به جسم نمیپردازد، بلکه روح و جان را نیز زنده و پرورش میدهد.