شمارهٔ ۱۹۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات عمیق عاشقانه و دردهای ناشی از عشق است. شاعر با اشاره به پاکی و بیگناهی خود بیان میکند که هیچ آسیبی به او نمیرسد، اما در عین حال اشاره میکند که درد و نیازهایش برطرف نمیشود. او به نزدیک شدن به معشوق و درک نشدن توسط دیگران اشاره میکند و از مشکلات و سختیهایی که در مسیر عشق با آن مواجه است، میگوید. در پایان، شاعر به تلخی و غم خود اشاره میکند و بیان میکند که علیرغم شادیها، غم و اندوه نیز همیشه در دل او باقی مانده است. او در نهایت به حالت جنون خود در اثر دوری از معشوق و وابستگی به او اشاره میکند.
به وجود پاکت شه من ز بدان گزندی نرسدبه تو دود آهی مه من ز نیازمندی نرسد
هوش مصنوعی: وجود تو پاک و بیگناه است و هیچ آسیبی از بدیها به تو نخواهد رسید؛ همچنین، به خاطر نیاز من هیچ ناراحتی و غمی به تو نمیرسد.
سم توسنت کز همه رو شد سجده فرمای بتاننرسد به جائی که بر آن سر بلندی نرسد
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگر کسی به مقام و مرتبهای بالاتر از دیگران دست یابد، نمیتواند به دیگران به گونهای سجده کند که به آن مرتبه نزدیک شود. در واقع، کسی که در اوج است، نمیتواند به تملق و ستایش دیگران بپردازد.
چو به قصر تو کسی نگرد سر کنگرانز جفا به جائی بر سلطان که به آن کمندی نرسد
هوش مصنوعی: وقتی کسی به قصر تو نزدیک نمیشود، از زحمات و سختیها به جایی نمیرسد که بتواند به سلطنت تو آسیب بزند یا تو را تحت تاثیر قرار دهد.
میلت در آئین جفا چه بلاست ای سرو که تو رانرسد به خاطر ستمی که به مستمندی نرسد
هوش مصنوعی: عشق و خواستههای تو در راه ظلم و ستم چقدر سخت و دردآور است ای سرو. تو به خاطر زحمتی که به کسی که در تنگنا و نیاز است نمیرسی، واقعاً در افکار و احساساتت چه بلایی وجود دارد.
عجبست بسیار عجب که رسد به بالین طربسر من که در ره طلب به مستمندی نرسد
هوش مصنوعی: تعجبآور است که در لحظههای خوشی و شادی، من که در تلاش برای رسیدن به مطلوب خود هستم، به حالتی از سرمستی نخواهم رسید.
من و گریهٔ تلخی چنین چه عجب گر از تلخی اینبه لب من غصه گزین لب نوشخندی نرسد
هوش مصنوعی: من و صدای گریهای تلخ، چه تعجبی دارد اگر از این تلخی غم به لب من نمیرسد، ولی لبخند شیرین به من نمیدهد.
شده محتشم تا ز جنون ز حصار قرب تو بروننرود زمانی که بر آن ز زمانه بندی نرسد
هوش مصنوعی: محتشم به خاطر عشق و دیوانگیاش نمیتواند از دوری تو و حصار محبتت جدا شود، و این جدایی تا زمانی که تقدیر به او اجازه ندهد، ادامه خواهد داشت.