شمارهٔ ۲۲۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احوالات عاشقانه و دشواریهای عشق اشاره دارد. او از زیباییهای معشوق صحبت میکند و به قدرت و تاثیر نگاه و رفتار او بر دل و جانش میپردازد. شاعر اگرچه از درد و رنج عشق سخن میگوید، اما هنوز عشق را با تمام سختیهایش ارزشمند میداند. او تاکید میکند که حتی اگر معشوق به او دشنام دهد، باز هم عشقش کم نمیشود و دلش از محبت او پر است. در نهایت، شاعر به افروختن آتش عشق و اثرات آن بر وجود خود اشاره میکند و از آوارگی و احساس تنهاییاش در این راه سخن میگوید.
گر بر من آرمیده سمندش گذر کنداو صد هزار تندی ازین رهگذر کند
هوش مصنوعی: اگر اسبش در کنار من بگذرد، او با سرعت و شتاب زیادی از این مسیر عبور میکند.
زان لعل اگر دهد همه دشنام آن نگارصد بار از مضایقه خونم جگر کند
هوش مصنوعی: اگر آن معشوق زیبا بخواهد به من هر چند بار دشنام بدهد، من از او هیچ آزردگی به دل نخواهم گرفت و حتی اگر قلبم به خون تبدیل شود، باز هم آن را تحمل میکنم.
چشمش چو کار من به نخستین نگاه ساختنگذاشت غمزهاش که نگاه دگر کند
هوش مصنوعی: چشمانش با اولین نگاه کاری کرد که دیگر نتوانم به کسی جز او نگاه کنم و غمزهاش اجازه نداد که به کسی دیگر خیره شوم.
دی گرمیش به غیر نه از روی قهر بودافروخت آتشی که مرا گرمتر کند
هوش مصنوعی: گرمایش در اثر کینه نبود، بلکه آتشش را به گونهای افروخت که من نیز بیشتر گرم شوم.
پیکان او ز سینه من میکشد طبیبکو باده اجل که مرا بی خبر کند
هوش مصنوعی: پیکان او دل مرا میخورد و پزشک باده مرگ را به من میدهد تا من از این درد بیخبر شوم.
آوارهای کجاست که در کوی عاشقیبا خاک ره نشیند و با ما به سر کند
هوش مصنوعی: آوارهای در کجای این دنیا وجود دارد که در مسیر عشق، با غم و درد زندگی کند و با ما همراه شود؟
گر جان کشی به کین ز تن محتشم برونباور مکن که مهر تو از دل به در کند
هوش مصنوعی: اگر به خاطر کینهای، جان کسی را بگیری، فکر نکن که محبتت از دل او خارج میشود.