شمارهٔ ۳۰۵
هوش مصنوعی: این شعر به عواطف عمیق و عاشقانه شاعر اشاره دارد. شاعر از نگاه معشوق به عنوان عاملی تاثیرگذار در مستی و دیوانگی خویش یاد میکند و خواهان این است که غیر از نگاه بیگانه، چیزی از او نخواهد. او به شور و شادی کودکانهاش اشاره کرده و از معشوق میخواهد که این جنون را هدایت کند. در نهایت، شاعر به یادداشتهای خاطرات و وداعهای اندوهبار اشاره میکند و تاکید میکند که اگر بخواهد تنها باشد، باید دلش را با گوهر یکتای محبت پر کند. در کل، شعر حاوی نگاهی عاطفی و عمیق به عشق و فقدان است.
آفت من یک نگه زان نرگس مستانه سازمستعد مستیم کارم به یک پیمانه ساز
هوش مصنوعی: نگاه جذاب و دلربای آن نرگس، درد و عذاب من است؛ من به شدت تحت تأثیر آن زیبایی قرار گرفتهام و کارم به یک جرعه شراب محدود است.
چون ز من بندند راه آشنائیهای توهرچه میخواهی ز من غیر از نگه بیگانه ساز
هوش مصنوعی: وقتی که ارتباطات من با دوستان و آشنایانت قطع شود، هر چیزی که بخواهی از من بخواه، به جز اینکه نگاهی بیگانه به من داشته باشی.
شور طفلان را اگر خوش داری آن رخ را دمیکار فرمای جنون عاشق دیوانه ساز
هوش مصنوعی: اگر از شور و هیجان کودکان لذت میبری، لحظهای آن چهره را به کار بگیر تا دیوانگی عشق را برای عاشق سرتاسر حیرتزده ایجاد کند.
تا به خاک راهت افتد صورت از دیوار و درآن خرامش را زمانی صرف صورت خانه ساز
هوش مصنوعی: تا زمانی که چهرهات بر دیوار و در، به زمین بیفتد و در آن جا، حرکاتی را صرف ساختن نمای خانهات کنی.
تا روم آسان به خواب مرگ در بالین منچشم افسون ساز را گوینده افسانه ساز
هوش مصنوعی: برای اینکه بتوانم به راحتی و بدون دردسر به خواب مرگ بروم، در کنارم کسی باشد که با چشمان افسونگرش داستانی جذاب و دلنشین برایم روایت کند.
در وداع آخرین عیش کرد ای جغد غمآشیان یک بار بر دیوار این ویرانه ساز
هوش مصنوعی: ای جغد، در آخرین لحظات شادی بکن و یک بار دیگر بر دیوار این خرابه خالی، غم آشیانت را به نمایش بگذار.
محتشم خواهی اگر یکتائی اندر حکم خویشخاتم دل را نگین زان گوهر یک دانه ساز
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در کار خود یکتایی و برتری داشته باشی، قلبت را به گونهای تزئین کن که مانند نگینی با ارزش باشد.