شمارهٔ ۳۵۲
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش و عشق به ذات الهی و جایگاه انسانی میپردازد. شاعر بیان میکند که روزی نماز برای همه واجب شد و محبت و نیاز به خداوند بر همه انسانها لازم گردید. او به کعبه به عنوان محل توجه و هدف اشاره میکند و سجده بر آن را همچون نماز واجب میداند. شاعر همچنین به عشق و شگفتیهایی که از آن به وجود میآید، اشاره کرده و بیان میکند که میتواند در عشق خود دچار درد و ناملایمات شود. او نسبت به عشق خود عجب دارد و از حذر و تقوا صحبت میکند. در نهایت، او از احترامی که باید برای محبت و عشق قائل شود، میگوید.
روزی که گشت بر همهٔ عالم نماز فرضشد ناز بر تو واجب و بر ما نیاز فرض
هوش مصنوعی: روزیکه نماز بر تمام جهان واجب شد، محبت و زیبایی تو بر ما لازم گردید و ما به محبت تو نیازمند شدیم.
تا در وجود آمدی ای کعبهٔ مرادشد سجدهٔ تو بر همه کس چون نماز فرض
هوش مصنوعی: زمانی که تو به وجود آمدی، ای کعبهٔ آرزو، سجدهٔ تو بر تمام انسانها مانند یک نماز واجب شد.
نتوان به هیچ وجه شمرد از بتان تو راباشد میان باطل و حق امتیاز فرض
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند برتری تو را از بین بتهای دیگر اندازهگیری کند، زیرا تو را از نظر حق و باطل تمایزی نیست.
بنگر به عشق و بوالعجبیهای او کزومحمود را شده است سجود ایاز فرض
هوش مصنوعی: به عشق و شگفتیهای او نگاه کن که به خاطر او، محمود در برابر ایاز به سجده افتاده است.
بختم عجب اگر ننوازد که گشته استقتلم به جرم عشق به آن دلنواز فرض
هوش مصنوعی: عجب است که شانس من اگر مرا نوازش نکند، وقتی که به خاطر عشق به کسی که دلنشین است، جان خود را از دست دادهام.
آمیزشی به درد کشانم نصیب بادکز تقوی و ورع شودم احتراز فرض
هوش مصنوعی: خوشبختانه بر من آمده است که دردی را تجربه کنم که من را از تقوا و پاکدامنی دور نکند و این کار به من واجب نیست.
زان مرغ غمزه بیم دل محتشم نخاستگنجشک را بود حذر از شاهباز فرض
هوش مصنوعی: بخاطر زیبایی و دلربایی آن مرغ غمزه، دل لطیف و حساسام هرگز آرام نگرفت و نمیتوانستم مانند گنجشک به راحتی از خطر شاهباز بگذرم.