شمارهٔ ۳۵۳
هوش مصنوعی: شاعر به شدت تحت تأثیر عشق و عذاب هجر قرار دارد و میگوید که دیگر نه میتواند از شادی عشق بهرهمند شود و نه از درد جدایی آرام بگیرد. غم عشقش در جهان به قدری رواج یافته که شادی دیگر نامی ندارد. او به خاطر حسرت وصال معشوقش، از زخمهای جدایی بیشتر رنج میبرد. در سایه غم، شادی و طرب به دور از دسترس او باقی مانده و گویی زندگی از او انتقام میگیرد. شاعر به مخاطبش توصیه میکند که به دلمندیشی کنند، زیرا دل هرگز از غم رها نمیشود و در پی شادی نمیتواند رنجها را فراموش کند. در نهایت، او آرزومند است که اگر روزی شادی به او برسد، بتواند آن را با سادگی و مقام خاصی تجربه کند، ولی در حال حاضر، فقط در غم معشوقش به سر میبرد.
نه مینهم از دست عشق جام نشاطنه میزنم به ره از بار هجر گام نشاط
هوش مصنوعی: نه به خاطر عشق از شادی دست میکشم و نه به خاطر جدایی قدمی به جلو برمیدارم.
غم تو یافته چندان رواج در عالمکه از زمانه برافتاده است نام نشاط
هوش مصنوعی: غم تو در دنیا آنقدر شایع شده است که نام شادی و خوشحالی از میان رفته است.
چرا به بزم وصال تو بیشتر ز همهکشید شحنهٔ هجر از من انتقام نشاط
هوش مصنوعی: چرا در مراسم خوشی و نزدیکی به تو، بیشتر از همه منتقم دوری من بود؟
دلا به سایهٔ غم رو که افتاب طربرسیده است دگر بر کنار بام نشاط
هوش مصنوعی: ای دل، به درختان غم پناه ببر، زیرا که دیگر زمان شادی و سرور فرا رسیده و آفتاب خوشحالی بر فراز بام نشاط درخشان است.
کمال حوصله بنگر که مرغ دل هرگزز دام غم نرمید و نگشت رام نشاط
هوش مصنوعی: با تمام صبر و حوصله به اطراف نگاه کن؛ زیرا پرندهٔ دل هرگز از دام اندوه رهایی نیافته و آرامش شادابی را نپذیرفته است.
زنند دست به دست از حسد تمام جهاناگر زمانه به دستم دهد زمام نشاط
هوش مصنوعی: اگر همهی مردم از حسد با یکدیگر دستی به دست بزنند، من از این حسدی که در دل دارند نخواهم ترسید، زیرا اگر زمانه فرصت خوبی به من بدهد، به شادابی و نشاط میرسم.
به بزم عیش بده جای محتشم که بودجفا کشان تو را بزم غم مقام نشاط
هوش مصنوعی: در مجلس شادی جایی برای ویژگیهای برجسته و با احترام قائل شدن برای او بگذار، زیرا او کسانی را که درد و رنج دیدهاند، در نظر میآورد و در این محفل شاد، جایگاه شادی و نشاط واقعی است.