شمارهٔ ۳۵۴
هوش مصنوعی: این شعر در مورد اشتباهاتی است که در درک و پیروی از حرفها و رفتارهای معشوق رخ داده است. گوینده از خود میپرسد که آیا گوش دادن به سخنان معشوق و تفسیر آنها درست بوده یا نه. او به خطاهایی که در مورد وفا، نشان و رفتار معشوق داشته، اعتراف میکند و میگوید که حتی امیدهایش نیز مبتنی بر برداشتهای نادرست از او بودهاند. این شعر به نوعی از حسرت و درد فراق سخن میگوید و نشان میدهد که چگونه اشتباهات در برداشت، میتوانند منجر به ناامیدی و دلشکستگی شوند.
گوش کردن سخنان تو غلط بود غلطرفتن از ره به زبان تو غلط بود غلط
هوش مصنوعی: گوش دادن به صحبتهای تو اشتباه بود و نیز بیان کردن آنچه که از زبان تو شنیدم، نادرست و نابهجایی بود.
از تو هر جور که شد ظاهر و کردم من زارحمل بر لطف نهان تو غلط بود غلط
هوش مصنوعی: هر طور که با تو برخورد کردم و حالتی زار و ناتوان پیدا کردم، فکر کردم که این از لطف پنهان توست، اما اشتباه میکردم.
من بینام و نشان را به سر کوی وفاهرکه میداد نشان تو غلط بود غلط
هوش مصنوعی: هر کسی که به من نشانی از تو میداد، در واقع اشتباه میکرد، چون من بدون نام و نشانی در کوی وفا هستم.
با خود از بهر تسلی شب یلدای فراقهرچه گفتم ز زبان تو غلط بود غلط
هوش مصنوعی: در شب یلدای فراق و دوری، هر چه که برای آرامش خودم گفتم، از زبان تو نادرست و اشتباه بود.
تا ز چشم تو فتادم به نظر بازی منهر کجا رفت گمان تو غلط بود غلط
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت چشمان تو، هر زمان که از نظر تو دور شدم، تصورات و گمانهای تو در مورد من اشتباه بود.
در وفای خود و بدعهدی من گرچه رقیبخورد سوگند به جان تو غلط بود غلط
هوش مصنوعی: در وفاداری خود و ناپایداری من، هرچند که حریف از این موضوع خوشحال است، اما قسم به جان تو، این قضاوت نادرست است.
محتشم در طلبش آن همه شب زنده که داشتچشم سیاره فشان تو غلط بود غلط
هوش مصنوعی: محتشم به خاطر جستجوی معشوقش، شبهای زیادی را بیدار بود و در این مدت، هرگز چشمش به زیباییهای او نیفتاد. آنچه او فکر میکرد حقیقت دارد، در واقع اشتباه بود.