شمارهٔ ۳۶۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات عاشقانه و غم ناشی از جدایی است. شاعر به تاسف و اندوهی که پس از مرگش برطرف نشده اشاره میکند و به این نکته پرداخته که عاشق همچنان در پی وصال و ارتباط باقی میماند. او از محدودیتها و موانع در راه رسیدن به معشوق سخن میگوید و به نقش بخت و شانس در رسیدن به خوشبختی اشاره میکند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که مشکلات و غمها همیشه وجود دارند و حل شدن آنها دشوار است.
بعد مرگ من نکرد آن مه تاسف برطرفمیتوان مرد از برای او تکلف برطرف
هوش مصنوعی: پس از مرگ من، آن معشوق هیچ تاسفی نخواهد کرد. انسان میتواند به خاطر او زحمت و رنج را کنار بگذارد.
تا نگردد سیر عاشق بر سر خوان وصالبود در منع زلیخا حق یوسف برطرف
هوش مصنوعی: تا زمانی که عاشق به وصال معشوق نرسد، نمیتواند به آرامش و سیر و سرور بپردازد؛ مانند زلیخا که به خاطر دوری یوسف از او، همچنان در محدودیت و منع زندگی میکند.
خاصه من کرده باغ وصل را اما در آنبر تماشا نیستم قادر تکلیف بطرف
هوش مصنوعی: من در باغ وصالی که مخصوص من است حضور دارم، اما قادر به تماشا نیستم و در انجام وظایف خود ناتوانم.
فیض من بنگر که چون رفتم به بزمش صد حجابدر میان آمد ولی شد بی توقف برطرف
هوش مصنوعی: نگاه کن به نعمت من که هنگام ورود به جمع او، صد مانع در میان بود، اما آن مانعها بدون وقفه کنار رفتند.
چند آری در میان تعریف بزم صوفیانباده صافی به دست آور تصرف بر طرف
هوش مصنوعی: در بین تعریف و تمجید از میهمانیهای صوفیان، کمی باده خالص به دست بیاور و آن را به کار بگير.
بخت ساعت ساعتم از وصل سازد کامیابگر شود از وعدهای او تخلف برطرف
هوش مصنوعی: اگر بخت در ساعتی که خوشبختی میآورد به من وصلی هدیه دهد، موفق میشوم؛ مشروط بر این که وعدههای او دچار نقص و کمبود نشود.
محتشم مرد و ز تیغش مشکل خود حل نساختتا ابد مشکل که گیرد زین تاسف برطرف
هوش مصنوعی: محتشم به نامش مطرح است و به خاطر مشکلاتی که داشت، مرگش نتوانست مسائلش را حل کند. این مشکلات تا ابد باقی خواهند ماند و هیچ چیز نمیتواند آنها را از بین ببرد.