شمارهٔ ۳۹۰
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عذاب و درد ناشی از دوری و جدایی از محبوب است. شاعر میگوید که اگر دور از محبوب باشد، به خاطر آرزوی او ویران میشود و اگر در کنار او باشد، از لذت دیدار میمیرد. او از درد جدایی رنج میبرد و خواهش میکند که محبوبش به او توجه کند و حسرتش را برطرف کند، زیرا دوری از او باعث میشود با درد و حسرت فراوان بمیرد.
اگر دوری ز من در آرزویت زار میمیرموگر پیش منی از لذت دیدار میمیرم
هوش مصنوعی: اگر از من دور باشی، به خاطر آرزو و longing برای دیدن تو، دلم گرفته و غمگین میشوم و اگر هم پیش من باشی، از خوشحالی و لذت دیدارت، جانم به لب میرسد.
ز درد هجر زارم بر سر من زینهار امشبگذاری کن که من زین درد بیزنهار میمیرم
هوش مصنوعی: از غم دوری به شدت در رنج و عذاب هستم. ای کاش امشب مختصری به من توجه کنی، زیرا واقعاً از این درد بیپایان در حال مرگ هستم.
بسویم بین و یک حسرت برون کن از دلم جاناکه از نادیدنت با حسرت بسیار میمیرم
هوش مصنوعی: به من نگاه کن و یک حسرت را از دل من بیرون کن، ای جانم! چون از دیدن تو محروم هستم و این موضوع باعث میشود که با احساس شدید حسرت بمیرم.