شمارهٔ ۴۶۰
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و ظرافت صورت معشوق و تأثیر آن بر شاعر میپردازد. شاعر به نقش و زیبایی چهره معشوق اشاره میکند که تمام هستیاش را تحت تأثیر قرار داده است. عشق و هجران به طور همزمان حسرت و امید را در دل او به وجود میآورد. شاعر از درد و غمهایش سخن میگوید و به دنبال تسلی و نوشیدنی است تا فراموشی برای دردهایش بیابد. همچنین، ناامیدی او در برابر مرگ و انتظارهای سختی که در عشق تجربه میکند، به وضوح نمایان است. در نهایت، او به طبیب (معشوق) میگوید که دیگر چارهای برایش نمانده و از او میخواهد که به دردش رسیدگی کند.
رویت که هست صورت چین شرمسار از آننقشی است دقت ید صنع آشکار ازان
هوش مصنوعی: چهرهی تو به قدری زیباست که هر نقشی از آن باعث شرمساری میشود و هنر آفریدگار در آن به وضوح نمایان است.
تحریر یافت صورت و زلفت ولی هنوزدر لرزه است خامه صورت نگار ازان
هوش مصنوعی: شکل و زیبایی چهره و موهایت به خوبی نشان داده شده است، اما هنوز قلمی که آن را به تصویر کشیده، به خاطر زیبایی تو تحت تأثیر و لرزش قرار دارد.
بر نخل ناز پرور او هرکه بنگردیابد کمال قدرت پروردگار از آن
هوش مصنوعی: هر کس به نخل زیبا و دلربا او نگاه کند، عظمت و شکوه قدرت خداوند را در آن میبیند.
از گلستان او همه کس را به کف گلی استما را به سینه خاری و صد خار خار ازان
هوش مصنوعی: از باغ او هر کسی در دست خویش گلی دارد، ولی ما در دل خود خاری داریم و خارهای بسیار.
مردم ز بیم مرگ به عمرند امیدوارمن ناامید ار نیم امیدوار ازان
هوش مصنوعی: مردم به خاطر ترس از مرگ به زندگی خود امیدوارند، اما من حتی اگر کمی هم امید داشته باشم، ناامید هستم.
در هجر میدهی خبر آمدن به مندانستهای که صعبتر انتظار ازان
هوش مصنوعی: در غم فراق، خبر آمدن تو را به من میگویی، اما خوب میدانی که انتظار برای دیدار تو از خود جدایی سختتر است.
زین نیلگون خمم به همین شادمان که هستحسن تو را به شیشهٔ می بیخمار ازان
هوش مصنوعی: از این قشر نیلی رنگی که در اینجا قرار دارم، به همین خوشحالی که هستم، زیبایی تو را در جام شراب بیخمار میبینم.
باقیست یک دمی دگر از عمرم ای طبیببگذر ز چارهام که گذشتست کار ازان
هوش مصنوعی: ای طبیب! فقط یک لحظه از عمرم باقی مانده است. از درمان من بگذر، زیرا کار از کار گذشته است.
از آهنست سقف فلک گویا که نیستتیر دعای خسته دلانرا گذار ازان
هوش مصنوعی: سقف آسمان مانند آهنی محکم است و به نظر میرسد که دعای دلهای ناامید و خسته به آن نمیرسد و نمیتواند بر آن تأثیر بگذارد.
آورده زور بر دل زارم سپاه غمساقی بیار می که برآرم دمار ازان
هوش مصنوعی: غم و اندوه به دل بیچارهام فشار میآورد. ای ساقی، بادهای بیاور تا بتوانم از این حال ناخوش بیرون بیایم.
میپرورد می فرح انجام محتشمخمخانهٔ غمش که منم جرعه خوار ازان
هوش مصنوعی: نوشیدنی خوشایندی که در جشنی باشکوه به وجود آمده، از غم و شوری که در دل دارم، به خاطر اینکه من نیز از همان مینوشم.