شمارهٔ ۴۷۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به معشوق خود خطاب میکند و از او میخواهد که هر کاری که در حق او کرده است را انجام دهد، حتی اگر آن کار جفا باشد. او به معشوق میگوید که اگر میخواهد در عشق و دین به درستی عمل کند، باید به طور مستقیم به او آسیب بزند. شاعر از ستم و ظلم معشوق شکایت میکند و بیان میکند که به خاطر این ستمها و جفاها زندگیاش را به سختی میگذراند. او از معشوق میخواهد که اگر قرار است دلها را بشکافد و زخم بیشتری بزند، حداقل رازش را فاش کند و به او توجه کند. در پایان، شاعر از زیبایی معشوق گفتگو میکند و به او میگوید که اگر نمیتواند محبت را نشان دهد، لااقل عوارض جفا را آشکار سازد.
ای تو نکرده جز جفا آن چه نکردهای بکنتیغ بکش به خون ما آن چه نکردهای بکن
هوش مصنوعی: ای کسی که جز خستگی و نامردمی کاری نکردهای، اگر توانایی داری، با تیغ به ما آسیب بزن، همان طور که قبلاً نکردهای.
ای زده عقل و راه دین خواهی اگر متاع جانبی خبر از درم درا آن چه نکردهای بکن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به راه درست برسی و دین را دریابی، باید بیخبر از خود، از جانت برای دستیابی به حقیقت استفاده کنی و آنچه را که تاکنون انجام ندادهای، الآن انجام بده.
چند به منتم کشی کز ستمت نکشتهامای ستمت به از وفا آن چه نکردهای بکن
هوش مصنوعی: چند میخواهی بر من فشار بیاوری، در حالی که از ظلم تو تا کنون جانم را از دست ندادهام. ای ظلمت، بهتر است به جای این کار، وفا و محبت ورزی را که نکردهای، انجام دهی.
ای که ربودهای به رخ صد دل و مایلی بدینعقدهٔ زلف برگشا آن چه نکردهای بکن
هوش مصنوعی: ای کسی که با چهرهات صد دل را تسخیر کردهای و به این باند زلف خود مایل هستی، آنچه را که قبلاً انجام ندادهای، اکنون انجام بده!
ای که نبوده بر درت مثل من از جفا کشانمیروم این زمان بیا آن چه نکردهای بکن
هوش مصنوعی: کسی که مثل من از بدرفتاریهایت رنجیده و بر درت بوده، اکنون میروم. بیا و هر آنچه که انجام ندادهای را انجام بده.
ای نه نموده روی مه برده هزار دل ز رهروی به محتشم نما آن چه نکردهای بکن
هوش مصنوعی: ای که با چهرهی زیبایت دلهای زیادی را به دست آوردهای، حالا به آنچه که نکردهای، بپرداز و از خود نشان بده.