شمارهٔ ۴۸۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات غم و اندوه شاعر نسبت به روابطش با معشوق و رقبایش است. شاعر به رقابتهای موجود اشاره میکند و از کینههایی که ممکن است دیگران نسبت به او داشته باشند، نگران است. او بارها به سختی و بدبختیهایی که در زندگیاش دارد، اشاره میکند و از طالع نحس خود شکایت میکند. همچنین، شاعر از تلخی سخنان دیگران و بیوفاییها میگوید و بیان میکند که قلبش از درد جدایی و مشکلاتی که معشوق به وجود آورده، شکستخورده است. در پایان، شاعر نسبت به تنهایی در شبهایی که بدون محبوبش میگذرانده، ابراز احساس افسردگی میکند.
از آن پیش رقیبان مهر ورزد یار من با منکه خواهد بیش گردد کینهٔ اغیار من با من
هوش مصنوعی: یار من با رقبایش محبت میکند، پس من نگران هستم که این رفتار باعث افزایش کینه و حسادت دیگران نسبت به من شود.
به این بخت زبون و طالع پستی که من دارمعجب گر سر در آرد سرو گل رخسار من با من
هوش مصنوعی: با این بخت بد و سرنوشت پایین که دارم، عجیب است اگر کسی به زیبایی من توجه کند و من را بشناسد.
نمیدانم چه میگوید ز بدگویان که میگویدبه این تلخی سخن شوخ شکر گفتار من با من
هوش مصنوعی: نمیدانم بدگویان چه حرفهایی میزنند، اما آنها میگویند که من به تلخی سخن میگویم در حالی که حرفهای من شیرین و شوخ است.
مرا کز رنجش اغیار دایم دل گران گشتیچسان بینم که باشد سر گران دلدار من با من
هوش مصنوعی: چطور میتوانم دل سنگین و غمگین خود را از نگرانیهای دیگران آزاد کنم، در حالی که دل عزیزم نیز همچنان با من است؟
دل زارم چو برد آن شوخ و شد بیگانه دانستمکه میکرد آشنائی از پی آزار من با من
هوش مصنوعی: دل زار من وقتی آن معشوقهی بازیگوش به دور شد، فهمیدم که او در واقع به دنبال آزار من بود، در حالی که خود را آشنا نشان میداد.
ز کید خصم پیش یار من مقدار من کم شدنمیدانم چه دارد خصم بیمقدار من با من
هوش مصنوعی: من از دسیسههای دشمن در حضور یارم احساس میکنم که ارزش و جایگاهم کم شده است. نمیدانم نقشهاش چیست که این دشمن بیارزش، بر من تأثیر گذاشته است.
به کویش محتشم چون ره برم شبهای تنهائیاگر همره نباشد آه آتشبار من با من
هوش مصنوعی: به خانهاش چگونه بروم وقتی شبها در تنهایی هستم و اگر آتش درونم با من نباشد، غم بزرگی را حس میکنم.