شمارهٔ ۴۸۵
هوش مصنوعی: این شعر، دعای مسکینی است که به خداوند نگاهی به یاری و رحمتش دارد. شاعر از خدا میخواهد که نیازهای او را برطرف کند و به او توجه کند. او به ویژگیهای خوب خداوند اشاره میکند و از او میخواهد که به حال رقتانگیز او رحم کند و چارهای برای دردها و مشکلاتش پیدا کند. در کل، شعر بیانگر احساس فقر و نیاز و طلب یاری از خداوند است.
یارب که خواند آیت عجر و نیاز منبر شاه بنده پرور مسکین نواز من
هوش مصنوعی: خدایا، چه کسی درخواست و نیاز من را از روی رحمت و لطف تو به درگاه پادشاهی که به بندگان بینوا محبت میکند، میخواند؟
یارب که گوید از من مسکین خاکساربا شهسوار سر کش گردون فراز من
هوش مصنوعی: ای خدای من، چه کسی میتواند دربارهٔ من، که آواره و حقیر هستم، با آن شاهزادهای که بر فراز آسمانها نشسته است، سخن بگوید؟
کای نوربخش چشم جهان بین مردمانای روشنائی نظر پاکباز من
هوش مصنوعی: ای منبع نور و روشنی بخش چشمان مردم جهان، ای روشنیبخش دیدگان روشن و پاک من!
چشمت که خوش بمن به فکندی خدنگ نازاکنون چرا نمینگرددر نیاز من
هوش مصنوعی: چشم تو که قبلاً با نگاهی عاشقانه به من مینگریست، حالا چرا به من که مشتاق توام، نگاه نمیکند؟
گوش مبارکت که ز من میشنید رازبهر چه گوشهگیر شد آخر ز راز من
هوش مصنوعی: چرا گوش تو که به حرفها و رازهای من گوش میداد، حالا از من فاصله گرفته و پنهان شده است؟
زلفت مگر ز من کجی دید کز جفاکوتاه ساخت رشتهٔ عمر دراز من
هوش مصنوعی: شاید موهای تو از من نازی ببیند که به خاطر بیعدالتیات، رشتهٔ طولانی زندگیام را کوتاه کردهای.
چون محتشم ز درد تو بیچارهام چه باکگر چاره ساز من شوی ای چارهساز من
هوش مصنوعی: من از درد تو خیلی رنج میبرم، اما چه اهمیتی دارد اگر تو ابرار درد من را برطرف کنی، ای کسی که میتوانی مشکل من را حل کنی.