شمارهٔ ۵۰۱
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و دلدادگی است و شاعر از معشوقهاش میخواهد که بیشتر از این او را آزرده نکند. او به زیباییها و جذابیتهای معشوق اشاره میکند و از او میخواهد که به احساساتش بیشتر توجه کند. شاعر همچنین به درد و رنج ناشی از این عشق اشاره میکند و نگران است که این احساسات بیشتر از این او را آسیبپذیر کند. در نهایت، او از معشوق میخواهد که در رفتار خود با او دقت کند و به جای تشدید درد و رنج، محبت بیشتری به او نشان دهد.
بر رخ به قصد دل منه زلف دو تا را بیش از ایندر کشور خود سر مده خیل بلا را بیش از این
هوش مصنوعی: بر چهرهات به خاطر دل، زلفهای دو تا را بیش از این در دیار خود، آزار و درد را بیشتر از این نرسان.
صد ره شکست ای رشک مه حسنت دل و دین را سپهبرطرف مه طرف کله مشکن خدا را بیش از این
هوش مصنوعی: ای مظهر زیبایی، صد بار دل من از عشق تو دردمند شده است. معشوقه گرامی، به خاطر زیباییات، دل و ایمان مرا زیر فشار قرار دادهای. لطفاً بیشتر از این مرا عذاب نده و دل مرا نشکن.
دل کرده ساز ای نوش لب در وعده قانونی عجبگر داری آهنگ طرب بنواز ما را بیش از این
هوش مصنوعی: دل را خوش کن ای لبهای شیرین، چه شگفتانگیز است اگر تو تصمیم به شادی داری، پس بیشتر از این ما را با نغمههای خود سرگرم کن.
نخل ترت در پیرهن چون نیکشر شد پرشکنمحکم مبند ای سیمتن بند قبا را بیش از این
هوش مصنوعی: وقتی که نخل تنومند در پوشش زیبا قرار گیرد، ممکن است شکسته شود. بنابراین، ای کسی که لباس قبا را به خود میزنی، آن را بیش از حد محکم نبند.
میدان ظلم از اشک ما شد جای لغزشهای پاجولان مده بهر خدا رخش جفا را بیش از این
هوش مصنوعی: در این دنیا، ظلم و ستم ما را به حالتی اندوهناک و آسیبپذیر درآورده است. خواهش میکنم، به خاطر خدا، این بیرحمی و ستم را بیشتر از این بر ما روا مدارید.
ای دل که میآمد روان تیرش ز قدرت بر نشانترسم نداری در کمان تیر دعا را بیش از این
هوش مصنوعی: ای دل، وقتی تیر قدرت به هدف میرسد، نترس که دیگر در کمان دعا تیری باقی نمانده است.
پرسان ز حال محتشم هستی ولی بسیار کمپرسند ارباب کرم حال گدا را بیش از این
هوش مصنوعی: اگرچه از حال محتشم و محترم سوال میکنی، اما افراد باکرامت و بزرگوار معمولاً درباره حال گدا و نیازمند خیلی کمتر میپرسند.