شمارهٔ ۵۱۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف عشق خود به معشوق پرداخته و او را به عنوان دلبر و زیبای دلنشین معرفی میکند. شاعر از خداوند میخواهد که فرصتی فراهم کند تا در کنار معشوق باشد و او را تنها هدف و امید خود میداند. عشق او آنقدر عمیق است که حتی اگر با زخمها و دردها مواجه شود، معشوق را مرهم جراحات خود میبیند. شاعر خویش را نسبت به دیگران بینظیر میداند و هرچند که میداند عشق گناه به حساب میآید، اما برای او عشق به معشوق مهمتر از هر چیز دیگری است. در پایان، او به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و احساس میکند که عشقش او را به حالت دیوانگی کشانده است.
ای مرا دلبر و دل آرا تودل من کس ندارد الا تو
هوش مصنوعی: ای محبوب و زیبای من، هیچکس جز تو در دل من جایی ندارد.
روز و شب از خدا همی طلبمکه به روز آورم شبی با تو
هوش مصنوعی: هر روز و شب از خدا میخواهم که یک شب را با تو بگذرانم.
هدف تیر بیمحابا منمرهم زخم بیمدارا تو
هوش مصنوعی: من به طور بیپروا به هدفم میزنم و در عین حال، زخمهای تو را درمان میکنم.
مردم مردمند جمله بتانچشم من نور چشم آنها تو
هوش مصنوعی: مردم هر کدام به نوعی زیبایی و جذابیت دارند، اما برای من، زیبایی واقعی در چشمان تو است که نور چشم همهی آنهاست.
از همه دلبران شکیبم اگربگذاری مرا شکیبا تو
هوش مصنوعی: اگر تو اجازه دهی که من صبر کنم، از تمام دلبران و معشوقان دیگر نیز صبورتر خواهم بود.
دادم ای صبر گونهٔ دل رابه جگر گوشهای برون آ تو
هوش مصنوعی: من صبر و تحمل خود را به خاطر دل برای کسی که عزیزتر از جانم است، تقدیم میکنم.
زاهدا کافرم اگر بیعشقبهره داری ز دین و دنیا تو
هوش مصنوعی: ای زاهد، اگر به عشق دسترسی نداری، در حقیقت من را کافر میدانی، اما تو از دین و دنیا هیچ بهرهای نداری.
چند گوئی که عاشقی گنه استاین گنه بنده میکنم یا تو
هوش مصنوعی: چند بار میگویی که عاشقی کار خطایی است؟ این کار نادرست را من انجام میدهم یا تو؟
محتشم بینی ار غزال مراسر چو مجنون نهی به صحرا تو
هوش مصنوعی: اگر تو گوزنی زیبا را ببینی که سر مجنون را به صحرا میبرد، متوجه حال من خواهی شد.