شمارهٔ ۵۲۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دردهای ناشی از آن است. شاعر به معشوق خود میگوید که او برایش مانند قند شیرین و دلپذیر است، اما این شیرینی برای دیگران نیز جذابیت دارد. او از زخمهای عشقش و بیوفاییهای معشوق شکایت میکند و به یادآوری عهد و پیمانی که فراموش شده، میپردازد. شاعر به تلخی ناشی از این عشق اشاره میکند و از او میخواهد که دلش را نشکند، زیرا حتی در خندههایش نیز غم وجود دارد. در نهایت، شاعر ابراز میکند که با وجود ندامت و درد، همچنان درگیر عشق و یاد معشوق است.
صیدی که لعب عشق فکندش به بند توضبط تو دید و جست برون از کمند تو
هوش مصنوعی: عشقی که او را به دام انداخته، وقتی تو را دید، تلاش کرد تا از چنگ تو فرار کند.
ای پای تا به سر چونی قند دلپسندافغان که طعمهٔ مگسانست قند تو
هوش مصنوعی: تا سر و پا چه حالی داری، ای دلپسند مانند قند افغان، که شیرینی تو مانند قند برای مگسها جذابیت دارد.
دست مرا که ساختهای زیر دست غیرکوتاه به ز میوهٔ نخل بلند تو
هوش مصنوعی: این بیت به احساس تعلق و وابستگی اشاره دارد. شاعر از کسی میخواهد که از او حمایت کند و به او کمک کند، زیرا او تحت تأثیر و فشار دیگران است. او از نخل بلند به عنوان نمادی از عظمت و قدرت یاد میکند و با تواضع میخواهد که دستش در حال حاضر به کسی دیگر نرسد و از آن شخص حمایت کند.
چند افکنی در آتش سوزان دل مراهست این سیاه روز دل من پسند تو
هوش مصنوعی: چند بار میخواهی دل سوزان من را در آتش اندازی؟ این روزهای تیره و تار برای دل من به هیچوجه خوشایند تو نیست.
ای مادر زمانه ببین کز خلاف عهدبا من چه میکند خلف ارجمند تو
هوش مصنوعی: ای مادر زمانه، نگاه کن که فرزند با ارزش تو چگونه به عهد و پیمانش با من خیانت میکند.
دل برگرفتی ز تو جانا اگر بدیدر سینهٔ من آن دل هجران پسند تو
هوش مصنوعی: ای محبوب، اگر از تو دلگیر شدم، باید بدانی که در قلب من تنها حسرت و یاد تو باقی مانده است.
تلخی مکن که خنده نگهداشتن به زورمیبارد از لب و دهن نوشخند تو
هوش مصنوعی: تلخی نکن که خندیدن به زور از لبها و دهن تو بیرون میآید.
امروز کو که باز بتر بیندت به منبدگوی من که دوش همی داد پند تو
هوش مصنوعی: امروز چه کسی پیدا میشود که به تو نگاه کند و بدگوییِ من را بگوید، در حالیکه دیشب فراموش نکردم که پند تو را گرفتم؟
چون محتشم بسی ز ندامت بسر زدمدستی که میزدم به عنان سمند تو
هوش مصنوعی: وقتی از کارهایی که کردهام بسیار پشیمان شدم، دستم را از کاری که با شتاب و بیملاحظه انجام میدادم، برداشتم.