قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - وله ایضا
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف ویژگیهای یک پادشاه نیکوکار و عادل میپردازد. شاعر از تولد پسری به نام بهزاد و ویژگیهای حکومتی او صحبت میکند و از سخاوت و کرم او میگوید که دلها را به خود جذب میکند. او عادل و بیرحم در قضاوت است و ظلم و تعدی را از پایه میکاهد. بخت و اقبال هم با اوست و در زمان او، آرامش و رفاه در کشور حاکم میشود. شاعر با ستایش از او بر ذکر ویژگیهایی چون جمال، قدرت و حکومت عادلانه تأکید میکند و به امید برقراری عدالت و دوستی در جامعه اشاره میکند. شعر در نهایت به دعای خیر برای او و آرزوی موفقیت و شادی برای مردم میپردازد.
اگر چه مادر ایام خوش نتیجه فتاددرین زمان پسری به نزاد از بهزاد
هوش مصنوعی: اگرچه روزهای خوش به پایان رسیده است، اما در این زمان، پسری از نسل بهزاد به دنیا آمده است.
مه سپهر حکومت که در زمانهٔ اوزمانه را فزع دادخواه رفت از یاد
هوش مصنوعی: در آسمان، مه به عنوان نماد قدرت و حکمرانی وجود دارد که در دوران خود، باعث نگرانی و آشفتگی زمانه شده است. اما در حال حاضر، او دیگر به یاد کسی نیست.
گل بهار سخاوت که در محل کرمدرم چو برگ خزان میدهد کفش بر باد
هوش مصنوعی: گل بهاری که با سخاوت خود در دنیای پر مهر و محبت رشد کرده، اکنون به مانند برگهای پاییزی، به زمین میافتد و نشاندهنده زودگذر بودن زیبایی و خوشبختی است.
بجای خون همه یاقوت و لعل خواهد ریختبه دست او نیش اگر زند فصاد
هوش مصنوعی: اگر کسی به او آسیب برساند، به جای خون، جواهرات قیمتی مانند یاقوت و لعل از او جاری خواهد شد.
گرفته کشور دلها که هست بر بازوشدو فتحنامه ز دست کریم و طبع بداد
هوش مصنوعی: دلها را به تسخیر خود درآورده است، زیرا بر بازوی او دو نامه فتح از سوی بخشندهای قرار دارد.
به آن محیط کرم نسبت ملال ز بذلچنان بود که به حاتم کنند بخل اسناد
هوش مصنوعی: در آن محیط، بخشش و generosity مانند عادت حاتم طایی (شخصیتی معروف در بخشش) به هیچ وجه مورد بیاعتنایی یا ناپسند قرار نمیگیرد. بلکه ابراز ملال و تنبلی نسبت به بخشش مانند این است که کسی بخواهد به حاتم برچسب بخل و خساست بزند. این نشان میدهد که در آنجا، بخشش و دست و دلبازی به جایی رسیده که کمتوجهی به آن قابل تصور نیست.
زبان به شکوهٔ او هیچ دادخواه نراندبه غیر ظلم که از عدل اوست در فریاد
هوش مصنوعی: زبان نمیتواند از زیبایی و عظمت او چیزی جز شکایت ظلم را بیان کند، چرا که آنچه به ظلم و ناعدالتی مربوط میشود، در واقع ناشی از عدل اوست که به فریاد میآید.
خراش ناخن عدلش چو کوه ظلم بکندبماند در دهن انگشت تیشهٔ فرهاد
هوش مصنوعی: اگر ناخن عدالت بر کوه ظلم خراشی بیندازد، همانطور که تیشهٔ فرهاد در دهان انگشتش میماند.
به روی کشور ما تنگ از آن که منصب اوستامارتی که زخانی و خسرویست زیاد
هوش مصنوعی: کشور ما تحت فشار و مضیقه قرار دارد زیرا صاحب منصب آن، شخصی ناتوان و ضعیف است و او به جای اینکه به فکر آبادانی و پیشرفت باشد، به خود مشغول است.
جمال باز گرفتن نیافت ساقی دهرچو بر کف املش ساغر مراد نهاد
هوش مصنوعی: ساقی زمان، هیچگاه نمیتواند زیبایی را بهخوبی به دست آورد، زیرا هنگامی که او جام آرزوها را در دست گرفت، امکان بهدست آوردن امیدهایش را از دست داد.
فلک نمود به زیر پرش چو بیضهٔ مرغهمای رفعت او بال ابهت چو گشاد
هوش مصنوعی: آسمان به زیر پر او ایجاد شکلی شبیه به تخم مرغ میکند و پرواز او نیز با عظمتی که دارد گسترش مییابد.
چه حاجتست که او طایران دولت رابه دانه ریزی و دامافکنی شود صیاد
هوش مصنوعی: نیازی نیست که صیاد با پخش دانه و گذاشتن دام، پرندگان خوشبختی را بگیرد.
که بهر صید مرادش درین کمند گاهندنه آسمان سبب انگیز و بخت در امداد
هوش مصنوعی: برای دستیابی به خواستهاش، به دامهای مقدر شده نیاز دارد، نه اینکه فقط به امید آسمان و شانس متکی باشد.
نقیض سوز و مخالف گداز و ضد کاهستصلاح و رای وی اندر جهان کون و فساد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که آنچه که در عالم وجود دارد، مخالف سوزاندن و آب شدن است و در عوض، آنچه که به صلاح و نظر او مربوط میشود، در جهان ناشی از ساخت و تخریب است. به عبارتی دیگر، او دارای نظریهای است که با از بین رفتن و محو شدن در تضاد است.
چو آمد آن نصفت کیش داد گر به وجودکشید رخت به سر منزل عدم بیداد
هوش مصنوعی: وقتی آن حقیقت و ویژگی خاصی پیدا شد، اگر به وجود آمدی، لباس خود را به سر منزل نابودی و نبودگی درآور.
بنای ظلم و تعدی ضعیف بنیان گشتبه دستیاری این دولت قوی بنیاد
هوش مصنوعی: ستم و ظلم به زودی نابود میشود، چون این دولت نیرومند به کمک آن آمده است.
ز سهم ناوک آهن گداز هیبت اوز موج گشته زره پوش از ازل پولاد
هوش مصنوعی: از نیروی تیرهای آهنی او، شکل و هیبت او به گونهای است که مانند زرهی مستحکم و مقاوم از زمانهای دور به وجود آمده است.
ز بوسه کاری سکان آسمان فرمودبهر مکان که ازو سایه بر زمین افتاد
هوش مصنوعی: با بوسهای، فرمانی به کشتی آسمان داده شد تا در هر جایی که سایهاش بر زمین بیفتد، قرار گیرد.
به جز درش که نه جای وقوع بیداد استندیده کس در دارالامارتی بیداد
هوش مصنوعی: هیچکس در این محل که مکانی برای ظلم و ستم نیست، خشونت و بیعدالتی را ندیده است؛ فقط در ورودیاش چنین چیزی وجود ندارد.
اگر شود متوجه به رفع ضدیتدهند دست معیت به یکدیگر اضداد
هوش مصنوعی: اگر متوجه شویم که چگونه میتوانیم تضادها را کنار بگذاریم، میتوانیم به هم پیوسته و در کنار یکدیگر زندگی کنیم، حتی با وجود تفاوتهای اساسی.
ز لطف خاص خود این بلدهاش خدای علیمکه شهر خاص علی بود بی مضایقه داد
هوش مصنوعی: به خاطر محبت ویژهای که دارد، خداوند دانا این شهر خاص را بدون هیچ کم و کسری به علی بخشیده است.
جز او که والی معمورهای چنین شده استندیده گنج کسی در اماکن آباد
هوش مصنوعی: جز او، که کسی در این دیار به این اندازه صاحب نفوذ و قدرت شده است، هیچکس گنج و ثروت را در مکانهای آباد و سرسبز ندیده است.
عنان به دست ندادش چنان که بستاندکه کرد بخت بلندش سوار رخش مراد
هوش مصنوعی: او اختیار زندگیاش را به دست کسی نداد که آن را از او بگیرد، چون بخت خوبش مانند سوارکاری سوار بر اسب خواستههایش است.
متاع هرکه چو نظم منش رواجی نیستبه عهد او شده بازار کاسدیش کساد
هوش مصنوعی: تنها کالای افرادی که همچون او نظم و ترتیب ندارند، نمیتواند رونق بگیرد و به همین خاطر، بازار او کساد و بی رونق است.
چو ظلم گشت درین بلده کم وز یاوریشاساس داوریش را خدا زیاد کند
هوش مصنوعی: وقتی در این شهر ظلم و ستم کم میشود، خداوند به یاری فرد مظلوم میافزاید و پایههای عدالتش را مستحکمتر میکند.
رسید عید و دل جمله تهنیت گویانز دیدن رخ او کامیاب و خرم و شاد
هوش مصنوعی: زمان عید فرا رسیده و همه با خوشحالی و شادمانی از دیدن چهره او، تبریک میگویند و احساس رضایت و خوشحالی میکنند.
تو را چو پای روان نیست محتشم که رویبه سده بوسی آن نیر سپهر سداد
هوش مصنوعی: تو مانند کسی نیستی که به پاهایش تسلط داشته باشد و با افتخار به سمت آسمان برود و در آغوش زیبایی خود را به نمایش بگذارد.
به دستیاری نظمی که عزت تو ازوستزبان خامه بجنبان پی مبارکباد
هوش مصنوعی: با کمک نظمی که موجب افتخار توست، قلم را به حرکت درآور تا تبریک بگوید.
امید آن که بود تا ز کعبه نام و نشانکه هست بر درش امروز ازدحام عباد
هوش مصنوعی: امیدوارم که روزی نام و نشانی از کعبه باقی بماند، زیرا امروز درب آن پر از جمعیت عبادتکنندگان است.
بود جناب معلای او مطاف انامبه مصطفای معلا و عترت امجاد
هوش مصنوعی: مقام والای او جایی است که مردم به سوی آن میروند، همانند مقام پیامبر بزرگوار و اهل بیت پاک و والا.