قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در مدح پادشاه دکن گفته
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی بخشش و حکمت الهی و تأثیر آن بر زندگی انسانهاست. شاعر بیان میکند که خداوند به هر موجودی آنچه شایستهاش است عطا میکند، از بالاترین سطوح تا پایینترین. او به زندگی افراد کمک میکند، چه در عشق و وصالت و چه در جدایی و هجران. به عدالت اشاره میکند که گدای کوچه و سلطان را یکسان میسازد. همچنین شاعر به قدرت و تاثیر خدا در زندگی انسانها و استعداد هر فرد در دریافت نعمتها اشاره دارد. او به زیباییهای طبیعت و عشقهای انسانی میپردازد و یادآور میشود که خداوند به هر کس به میزان لیاقت و شایستگیاش عطا میکند، و در نهایت از عظمت و جود الهی صحبت میکند که در تمام سطوح زندگی انسانها احساس میشود.
بهطور کلی، این شعر نشاندهندهی عظمت بخشش خداوند و عدالت او در نظام آفرینش است.
دهندهای که به گل نکهت و به گل جان دادبه هرکس آن چه سزا بود حکمتش آن داد
هوش مصنوعی: خداوند به هرکسی آنچه شایستهاش است میبخشد و به هر موجودی که زندگی و زیبایی دارد، روح و نیکویی عطا میکند.
به عرش پایه عالی به فرش پایهٔ پستز روی مصلحت و رای مصلحتدان داد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که برخی افراد بسته به موقعیت و شرایط، به مقامهای بالا و پایین افراز میشوند. این تصمیمگیریها بر اساس مصلحت و صلاحدید شخصی صورت میگیرد. به عبارتی دیگر، گاهی برای نفعی که در نظر دارند، افراد به درجات مختلف از مقام و رتبه ارتقاء یا تنزل مییابند.
به دهر ظل خرد آن قدر که بود ضرورز پرتو حرکات سپهر گردان داد
هوش مصنوعی: در زندگی، به اندازهای که عقل و خرد لازم است، وجود دارد؛ این حقیقت بهواسطه تأثیرات و حرکات آسمان و زمان به ما رسیده است.
به ابر قطره چکاندن به باد قره زدنبرای نزهت دیرین سرای دوران داد
هوش مصنوعی: باران را به ابر ریختن و باد را به نغمه کشیدن، به منظور زنده کردن یاد و خاطرههای قدیمی زندگی.
دو کشتی متساوی اساس را در بحریکی رساند به ساحل یکی به طوفان داد
هوش مصنوعی: دو کشتی که از نظر ساخت و ساز یکسان بودند، یکی را به ساحل رساند و دیگری را به طوفان سپرد.
دو سالک متشابه سلوک را در عشقیکی ز وصل بشارت یکی ز هجران داد
هوش مصنوعی: دو سالک که در مسیر عشق به یکدیگر شباهت دارند، یکی از دستیابی به معشوق و دیگری از فاصله و جدایی خبر میدهد.
هزار دایه طلب را ز حسرت افزائیرساند بر سر گنج و به کام ثعبان داد
هوش مصنوعی: هزار دایه برای او درخواست کرد و به خاطر حسرتی که داشت، او را به گنجی رساند، اما در نهایت، این گنج به کام ماری بزرگ و خطرناک ختم شد.
هزار خسته جگر را ز صبر فرمائیگداخت جان ز غم آنگه نوید جانان داد
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر میگوید که با صبوری و تحمل، درد و رنجی که در دل دارد را میتوان فرا گرفت و بعد از آن، خبر خوبی از معشوق دریافت کرد. در واقع، این ابراز احساسات نشاندهنده این است که بعد از گذراندن سختیها و غمها، لحظهای شاد و امیدبخش میتواند به وجود بیاید.
گدای کوچه و سلطان شهر را از عدلعدیل وار حیات و ممات یکسان داد
هوش مصنوعی: در این دنیا، همه انسانها چه فقیر و چه ثروتمند، در نهایت با عدالت و برابری در زندگی و مرگ روبرو هستند.
درین مقاسمهاش نیز بود مصلحتیکه مسکنت به گدا سلطنت به سلطان داد
هوش مصنوعی: در این تقسیمبندی، چیزی نهفته است که نیازمندی، به گدا و قدرت، به سلطان داده شده است.
زبان بسته که بد حکمتی نهفته در آنبه کمترین طبقات صنوف حیوان داد
هوش مصنوعی: زبان خاموش، پر از راز و حکمت است که در آن به کمترین درجهای از وجود، انواع و اقسام موجودات زنده بخشیده شده است.
عزیز کرده زبانی که وقت قسمت فیضدریغ داشت ز جن و ملک به انسان داد
هوش مصنوعی: محبت را بر زبان جاری کرده که در زمان تقسیم نعمت، آن را از جن و فرشته دریغ نکرده و به انسان عطا کرده است.
به شکرین دهنان داد از سخن نمکیکه چاشنی به نباتات شکرستان داد
هوش مصنوعی: او با زیبایی و شیرینی کلامش چاشنی شیرینی را به سخنان خود اضافه کرد، همانطور که نمک به نباتات و خوشمزهجات طعم میبخشد.
به قد سروقدان کرد جنبشی تعلیمکه خجلت قد رعنای سرو بستان داد
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی قد و قامت انسانها اشاره شده است. آموزش و تربیت چنان تأثیری دارد که حتی باعث خجالت زیبایی سروهای بلند و خوشوقار در باغ میشود. به نوعی، این بیت به برتری و شکوه انسانها در قیاس با دیگر زیباییهای طبیعت اشاره میکند.
بر ابروان مقوس زهی ز قدرت بستکه سهم چرخ مقوس ز تیرپران داد
هوش مصنوعی: بر روی ابروی زیبا و منحنی او، قدرتی وجود دارد که کار چرخهای دور را به خود جلب کرده و سهمی را از تیراندازان به او بخشیده است.
ز باغ حسن سیه نرگسی چو چشم انگیختبه آن بلای سیه خنجری چو مژگان داد
هوش مصنوعی: از باغ زیبایی، مانند نرگس سیاه، چشمی به سوی معشوقه مینگرد و او همچون بلای تاریک، با مژگانش همچون خنجر به دل میزند.
به چشمهای سیه شیوهای ز ناز آموختکه هر که خواست به آن شیوه دل دهد جان داد
هوش مصنوعی: چشمان زیبا و جذاب او طوری مرا شیفته کرد که هر کس بخواهد به آن شیوه دل ببندد، جانش را فدای عشق میکند.
به ناز داد سکونی که وصف نتوان کردبه عشوه طی لسانی که شرح نتوان داد
هوش مصنوعی: با ناز و لطافت خاصی آرامشی به من داد که هیچ کلامی نمیتواند وصف آن را بیان کند. همچنین، با زیبایی و جذابیت خاصی به من سخن گفت که هیچ شرحی قادر به توضیح آن نیست.
به هر که لایق اسباب کامرانی بودسرور و مسند و خر گاه چتر و چوگان داد
هوش مصنوعی: به هر کسی که شایسته و لایق باشد، ابزار و وسایل برای رسیدن به خوشبختی و کامیابی را میدهند، مانند مقام و موقعیت، یا وسایل سرگرمی و تفریح.
بهر که در طلب گنج لایزالی بودگلیم مختصر فقر و گنج ویران داد
هوش مصنوعی: برای کسی که در جستجوی گنجی بیپایان است، تنها یک گلیم کوچک و ناقص از فقر و گنجی ویران به او داده شده است.
به هر یکی ز سلاطین به صورتی دیگربسیط عرصهای اندر بساط دوران داد
هوش مصنوعی: هر یک از پادشاهان با ویژگیهای خاص خود، زمین و زمان را به طرز متفاوتی تحت تأثیر قرار دادند.
چو پادشاهی اقلیم صورت و معنیزیاده دید از ایشان بمیر میران داد
هوش مصنوعی: وقتی پادشاهی زیبایی و معنی را بیشتر از آنچه که در آدمها وجود دارد مشاهده کرد، دستور داد تا آنها را از میان بر دارند.
غیاث ملت و دین کافتاب دولت اوز خاک یزد ضیا تا به عرش یزدان داد
هوش مصنوعی: اوست که منبع نجات ملت و مذهب است، مانند خورشید درخشان حکومتش که از خاک یزد سر برآورده و تا آسمان خدا میرسد.
سمی والد سامی محمد عربیکه داد رونق دین و رواج ایمان داد
هوش مصنوعی: سمی والد سامی محمد عربی، سبب رونق و شکوفایی دین و تقویت ایمان شد.
خدایگان سلاطین که چتر سلطنتشبه سایه جای هزاران خدیو و خاقان داد
هوش مصنوعی: خدای بزرگ سلاطین، سلطنتش مثل چتری است که سایهاش بر سر هزاران پادشاه و فرمانروا قرار میگیرد.
بذرهٔ تربیتش کار آفتاب آموختبه مور تقویتش قدرت سلیمان داد
هوش مصنوعی: درختی که از دانهاش رشد کرده، زیر نور آفتاب نحوهٔ رشد و تربیت را یاد گرفته و به مورچهای که در خاکش زندگی میکند، نیرویی مانند سلیمان بخشیده است.
قیام رکن جلالش که قایم ابدیستبسی مدد به قوام چهار ارکان داد
هوش مصنوعی: ظهور و گردهمایی بزرگش که همیشه برقرار است، کمک بسیاری به استحکام و پایداری چهار رکن اصلی عالم ارائه کرده است.
نه ابر ریخت به دشت و نه بحر داد به بربه سایل آن چه کفش آشکار و پنهان داد
هوش مصنوعی: در اینجا به این معنا اشاره میشود که نه بارانی به دشت میافتد و نه دریا چیزی به خاک میدهد، بلکه آنچه مهم است تأثیراتی است که بر روی انسانها و زندگی آنها میگذارد؛ بهنوعی به رفتار و ویژگیهای آشکار و پنهان انسانها اشاره دارد.
دلش ز جوهر احیا توان گریست کریمکه هرچه مرگ ز مردم گرفت تاوان داد
هوش مصنوعی: دل کسی که به زندگی دوباره امیدوار است، میتواند به راحتی گریه کند. بزرگی که همه چیز را در این دنیا از انسانها میگیرد، باید برای آنچه که از انسانها گرفته است، پاسخگو باشد.
قضا زد آتش غیرت به مهر و ماه آن دمکه پاسبانی ایوان او به کیوان داد
هوش مصنوعی: قضا موجب شد که غیرت و غیرتمداری به روزگار مهر و ماه (خورشید و ماه) خشمگین شود، در لحظهای که نگهبانی از ایوان او (خدا) به کیوان (سیاره زهره) سپرده شد.
سپهر بر در او در مراتب خدمتنخست پایه به سلطان چهارم ایوان داد
هوش مصنوعی: آسمان در آستانهاش، در مراحل خدمت، نخستین پایه را به پادشاه چهارم در ایوان تقدیم کرد.
چو گشت لشگریش فارس زمانه به اوقضا ز هفت فلک هفت گونه خفتان داد
هوش مصنوعی: زمانی که سپاهش در فارس گرد آمد، تقدیر از هفت آسمان برای او هفت نوع لباس جنگی فرستاد.
پلاس پوش درش خلعت مریدی خویشبه شاه و خسرو و خاقان و خان و سلطان داد
هوش مصنوعی: پوشنده پلاس (لباس درشت) در واقع جامه انسانی با وقار و مرید خود را به پادشاهان و سلاطین هدیه داد.
به تو شمال وی از صحن پر کواکب چرخفلک فراخور شیلان او نمکدان داد
هوش مصنوعی: به تو از آسمان پرستاره، سرنوشت و خوشی دادهاند که همچون نمکدان، طعم زندگی را برایت شیرین کند.
بگرد رفت هزار ازدحام حشر آن جاکه میزبان سخایش صلای مهمان داد
هوش مصنوعی: در جایی که میزبان برای مهمانانش دعوتی میکند، مردم بسیار زیادی گرد هم آمدهاند و تودهای از افراد در حال رفت و آمد هستند.
به شرق و غرب جهان زینتی که شاه ربیعدهد ز سبزه و گل او ز سفره و خوان داد
هوش مصنوعی: به شرق و غرب جهان، زیباییهایی وجود دارد که شاه ربیع به ما هدیه میدهد؛ زیباییهایی از سرسبزی و گلها، که بر سفره و سفرهخانه گسترده میشود.
به جای سبزه زبرجد دمد ز خاک اگرتوان خواص کف او به ابر نیسان داد
هوش مصنوعی: اگر بتوانی خواص زمین را به همان اندازه که در بهار، سبزهها از خاک روییده میشوند، به ابرهای نیسان منتقل کنی، جلوهگری میکنی که حیرتانگیز است.
کرم بر اوست مسلم که آن چه وقت سؤالگذشت در دل سایل هزار چندان داد
هوش مصنوعی: کرم به او مسلم است که در زمانی که سوال مطرح شد، در دل درخواستکننده هزاران خواسته و آرزو وجود دارد.
برای آن که ز طول حیات داد حضورتواند آن شه خرم دل طرب ران داد
هوش مصنوعی: برای این که از زندگی خود بهرهمند شوی، باید در کنار آن پادشاه خوشدل و شاداب باشی که شادی و سرور را به تو میبخشد.
اگر زمانه کند کوتهی قضا خواهدبه بازگشت زمان گذشته فرمان داد
هوش مصنوعی: اگر سرنوشت، زمان را تحت تاثیر قرار دهد، ممکن است دستور دهد که زمان گذشته دوباره تکرار شود.
سخای او که ز احسان به منعم و مفلسهر آنچه داد بری از فتور و نقصان داد
هوش مصنوعی: سخاوت و generosity او به قدری زیاد است که هر چیزی که به اعطا کننده و نیازمند میدهد، کاملاً بینقص و کامل است و هیچگونه عیب و کمبودی ندارد.
به جیب محتشمان لعل و در به دامان ریختبه دست بی درمان سیم و زر به میان داد
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که ثروت و دارایی به دست افرادی میافتد که لایق آن نیستند. افراد محترم و با شخصیت (محتشمان) چیزهای ارزشمندی چون لعل و جواهرات را به جیب خود میزنند، در حالی که کسانی که مستحق نیستند، به خاطر عدم توانایی خود در مدیریت، ثروتهای زیادی را در دستانشان دارند. به نوعی این بیت به نابرابری و بیعدالتی اجتماعی اشاره دارد.
چو پا نهاد ز دشت عدم به ملک وجودبه جود دست برآورد و داد احسان داد
هوش مصنوعی: زمانی که پا در دنیای وجود گذاشت، نعمت و بخشش را به نمایش گذاشت و احسان و لطفش را ارزانی داشت.
فتاد زلزله در گور حاتم از غیرتچو شخص همت او رخش جود جولان داد
هوش مصنوعی: در گور حاتم طایی زلزلهای به وجود آمد که نشاندهندهی غیرت شخصیتی اوست، مانند اینکه اسب بخیل به خاطر جوانمردی و بخشندگی او در حال تاخت و تاز است.
لب صدف پر ترجیح دست او بر ابرگشوده گشت و گواهی ز بحر عمان داد
هوش مصنوعی: دهان صدف به اندازهای پر از زیبایی است که دست او بر روی ابر باز شده و به نوعی شهادتی از دریا عمان میدهد.
به ملک مصر مگر داده باشد از یوسفازو به خطهٔ یزد آن شرف که یزدان داد
هوش مصنوعی: شاید یوسف، آن بزرگوار، به خاطر ویژگیهایش و مقام والایش به مردم مصر داده شده باشد، همانطور که یزدان او را در سرزمین یزد نیز دارای شرف و کرامت ساخته است.
ایا بلند جنابی که آستان تو رافلک گرانی قدر از جباه شاهان داد
هوش مصنوعی: آیا تو ای بلندمرتبه، قدر و عظمت تو به قدری است که آسمانها هم به خاطر جایگاه تو به شاهان امتیاز و مقام میدهند؟
توئی ز معدلت آن کسرئی که در عهدترواج عدل از ایران اثر به توران داد
هوش مصنوعی: تو همان کسی هستی که در زمان خود، با توجه به ویژگیهای خود، عدالت را از ایران به سرزمین توران منتقل کردی.
تو در ممالک قدس آن شهی که مالک ملکو گر تو را ز ملایک هزار دربان داد
هوش مصنوعی: تو در سرزمینهای مقدس، پادشاهی هستی که صاحب سلطنت و امپراتوری است و حتی اگر هزار نگهبان از فرشتگان را نیز به تو بدهند، باز هم تو جایگاه خاص خود را داری.
نخست رابطه انگیزی از ولای تو کردمهیمنی که به ارواح ربط ابدان داد
هوش مصنوعی: در ابتدا، اثر تلاش و ارتباطی که از سوی تو به وجود آمده است، باعث شده تا روحها به بدنها متصل شوند و زندگی پیدا کنند.
شکوه سنج تو را عالم ثقیل و خفیفز سطحهای فلک کفههای میزان داد
هوش مصنوعی: قدرت و زیبایی ساختار وجود تو باعث شده که عالم، چه سنگین و چه سبک، بر اساس ترازوی موجود در آسمانها وزن بگیرد.
خدا شناس که مادون ذات واجب رابه ممکنات قرار از کمال ایقان داد
هوش مصنوعی: خداشناسی که هرچیزی را پایینتر از حقیقت اصلی وجود قرار داده و به موجودات ممکن، یقین کامل بخشیده است.
تو را به دور تو بر ممکنات فایق دیدتو را به عهد تو بر کائنات رجحان داد
هوش مصنوعی: تو را در فراسوی هر آنچه ممکن است، برتر میبینم و بدین سبب، در مقایسه با هستی، به عهد و پیمان تو ارزش بیشتری میدهم.
اگر ازین فلک تیز رو سکون طلبیچو خاک بایدت از طوع تن به فرمان داد
هوش مصنوعی: اگر بخواهی از این دنیای پرشتاب آرامش بگیری، باید مانند خاک تسلیم و فرمانبردار باشی.
و گر برین کره آرمیده بانگ زنیبه او قرار و سکون تا به حشر نتوان داد
هوش مصنوعی: اگر بر روی این زمین بخوابی و صدایی از تو بلند شود، دیگر نمیتوانی تا روز قیامت آرام و بیحرکت بمانی.
کسی نظیر تو باشد که وضع پست و بلندبه عکس یابد اگر در زمانه سامان داد
هوش مصنوعی: اگر کسی شبیه تو پیدا شود که بتواند در زندگیاش با آرامش و نظم به موقعیتهای خوب و بد برخورد کند و در دنیای خودش شرایط را بهبود بخشد، او نیز میتواند به مانند تو زندگی کند.
تواند از زبر و زیر کردن گیتیبه زیر هفت زمین جای این نه ایوان داد
هوش مصنوعی: میتواند با تغییر و دگرگونی جهان، جایی برای این ایوان را حتی زیر هفت زمین فراهم کند.
کسی عدیل تو باشد که گر به نوع دگربه پایدش نسق گرم و سرد دوران داد
هوش مصنوعی: کسی که شایسته تو باشد، اگر شرایط زندگی تغییر کند و او تحت تأثیر گرما و سرمای زمانه قرار بگیرد.
ز فیض قرب جنابت که کیمیا اثر استفلک به عالی و سافل خواص چندان داد
هوش مصنوعی: از برکت نزدیکی به شما که مانند طلا اثرگذار است، آسمان به بالا و پایین ویژگیهای زیادی بخشیده است.
که خاک رهگذر کمترین منازل یزدبدیدهها اثر سرمه صفاهان داد
هوش مصنوعی: خاک جادههایی که من از آنها عبور کردهام، کمترین منزلت یزد را در چشمانم بهعنوان نشانهای از سرمهای که در صفاهان وجود دارد، به یادگار گذاشت.
ز خاک پای سگان در تو یک ذرهبه حاصل دو جهان هر که داد ارزان داد
هوش مصنوعی: افرادی که از ارزشها و زیباییهای واقعی غافل هستند، ممکن است به چیزهای کمارزش و بیارزش اکتفا کنند. این افراد هر چه داشته باشند، در مقابل ارزشهای بزرگ و مقدس بیاهمیت خواهد بود، زیرا آنچه به دست میآورند به سادگی و ارزانی به دست آمده است.
حیات را تو اگر پاس داری اندر دهرممات را نتوان احتمال امکان داد
هوش مصنوعی: اگر به زندگی اهمیت بدهی و از آن حفاظت کنی، نمیتوانی مرگ را به عنوان یک گزینه ممکن بپذیری.
به خصم تشنه جگر هم رساند دست تو فیضکه آبش از مطر قطرههای باران داد
هوش مصنوعی: دست تو به دشمنی که به شدت عطش دارد، میرسد و به او کمک میکند، چون باران قطراتش را بر او میافشاند.
ملک حشم ملکا محتشم که قادر فردز لطف بر سخنش اقتدار سحبان داد
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف یک پادشاه بزرگ و محترم اشاره دارد که با قدرت و مهارت خود بر دیگران تسلط دارد. او به خاطر لطف و بزرگیاش، از سوی خداوند نیرویی خاص دریافت کرده که به او اجازه میدهد به خوبی با دیگران صحبت کند و بر آنها تأثیر بگذارد.
نمود ساز ز اقسام نظم قانونیکه مالش حسن و گوشمال حسان داد
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف نوعی هنر و زیبایی پرداخته است که از طریق نظم و قاعدههای خاصی ایجاد شده و این زیبایی و جذابیت به آن بخشیده شده است. در واقع، آنچه که در این متن به تصویر کشیده شده، نشاندهنده تأثیر خوبیها و زیباییهای موجود در این هنر است که باعث میشود احساسات و توجهات را جلب کند.
اگرچه از اثر بخت واژگون اکثرمقدمات ثنایش نتیجهٔ خسران داد
هوش مصنوعی: با وجود اینکه بسیاری از امکانات و شرایط به خاطر بداقبالی به نتیجهای منجر شده که به زیان اوست، اما او همچنان در تلاش است.
دل تو آن محک آمد که از مراتب فردز مخزن کرمش راتب نمایان داد
هوش مصنوعی: دل تو همچون محکی است که از لایههای مختلف وجود فرد، نعمتهای پنهان الهی را نمایان میسازد.
به حال جمعی اگر برد از سخای تو رشکولی به نعمت هر ساله رشک ایشان داد
هوش مصنوعی: اگر به خاطر سخاوت تو جمعی از تو حسد ببرند، اما هر ساله نعمتهایی که دارند، حسرت آنها را بیشتر میکند.
چو بود عیب گدای تو محض گیرائیز التفات تو هم نان گرفت و هم نان داد
هوش مصنوعی: هرگاه عیب و نقصی در نوانتو وجود داشته باشد، به خاطر توجه و محبت تو، او هم از تو کمک میگیرد و هم به دیگران کمک میکند.
همیشه تا به کف روزگار در و گهرتوان ز موهبت بحر و کان فراوان داد
هوش مصنوعی: زندگی همیشه به ما فرصتهایی را میدهد که از آنها بهرهبرداری کنیم و از منابع و نعمتهایی که در دسترس داریم، استفاده کنیم.
ز اقتدار تواند کف به خلق جهانعطیه بیش ز بحر و زیاده از کان داد
هوش مصنوعی: از قدرت تو، میتوانی به مردم جهان بخششهایی بدهی که از تمامی دریاها و معادن بیشتر باشد.