شمارهٔ ۶۵ - در مرثیه یکی از اکابر فرماید
هوش مصنوعی: این شعر درباره پادشاهی به نام ملک صباحت است که هم از نظر ظاهری و هم از نظر نام و مقام ویژگیهای برجستهای دارد. او به مانند گلی در باغ سیادت میدرخشد و حسد دیگران را برمیانگیزد. اما ناگهان تقدیر او را به زمین میاندازد، همچون خورشیدی که از آسمان میافتد. در پی این حادثه، عقل به یاد سالهای زندگیاش میافتد و به سقوط زیبایی و حسن او اشاره میکند.
پادشه ملک صباحت که بودهم به صفا پادشه وهم به نام
هوش مصنوعی: پادشاهی که زیبایی او را ستایش میکنند، هم از نظر خوبی و زیبایی و هم از نظر نام و آوازهاش در دنیا مشهور است.
گلبن گلزار سیادت که داشتسرو حسد بر قد آن خوشخرام
هوش مصنوعی: در باغی که گلهای سیادت و حرمت در آن شکوفا شدهاند، درختی بلند و زیبا قرار دارد که حسد به قامت خوشحال و زیبای آن میورزد.
ناگهش ایام ز بامی فکندراست چو مهر از فلک نیلفام
هوش مصنوعی: یکباره زمان مانند خورشید از آسمان آبی رنگ پایین افتاد.
وز پی سال اجلش عقل گفتپادشه حسن فتاده ز بام
هوش مصنوعی: به دنبال سالهای عمرش، عقل به او گفت که ای پادشاه، حسن، از بلندی سقوط کرده است.