شمارهٔ ۷۰ - قطعه
هوش مصنوعی: شاعر در این بیتها قصد دارد با استفاده از زبان و کلام خود، به انتقاد از یک شخص یا مسأله بپردازد. او میگوید زمان آن است که با تواناییهای زبانیاش به مقابله بپردازد و از کسی که لیاقت عزت ندارد، نقدی بگیرد. او با اشاره به توانایی خود در ساختن اشعار زشت و مسخره به زیباییهای ظاهری آن فرد میپردازد و در نهایت، قصد دارد با استفاده از این هجویهها، او را در جامعه به رسوایی بکشاند.
وقت آن شد که به شمشیر زبانجدل آغازم و کارت سازم
هوش مصنوعی: زمان آن فرا رسیده که با تیزبینی و قدرت کلام، بحث و گفتگو را آغاز کنم و به کار خود بپردازم.
نقد عزت که نه شایستهٔ توستاز تو بستانم و کارت سازم
هوش مصنوعی: من ارزش و کرامت را که لیاقت تو نیست از تو میگیرم و آن را به کار میبرم.
هر لباسی که بدوزم از هجوزیب قد چو منارت سازم
هوش مصنوعی: هر نوع لباسی که بدوزم، به خاطر زیبایی قد تو، از آن به عنوان نمادی زیبا استفاده میکنم.
واندرین شهر به صد رسوائیبر خر هجو سوارت سازم
هوش مصنوعی: در میان شهر، با سر و صدای بسیار، تو را بر روی الاغی که نماد زشتگویی است سوار میکنم تا رسواییات را به نمایش بگذارم.