شمارهٔ ۷۶ - وله ایضا
هوش مصنوعی: شاعر در این مضمون به زوال و نابودی زندگی و ساز و کارهای طبیعی میپردازد. او به تصویر کشیدن آسیبها و خرابیهایی که حوادث طبیعی مانند طوفان و سیل بر جای میگذارند، اشاره میکند. در ادامه، به از دست رفتن عزیزان و غم ناشی از آن میپردازد و از خداوند میپرسد که چه نیازی به این شرایط سخت وجود داشته است.
شاعر همچنین بر این نکته تأکید میکند که فقدان یک عزیز میتواند همچون از دست دادن گلستانی در زندگی باشد. او میخواهد از طریق این مصیبت، ارزش و زیبایی زندگی و عشق را به تصویر بکشد، و امیدوار است تا خاطره خوبی از درگذشتگان در تاریخ باقی بماند. این شعر در نهایت دعوتی به پیوند دادن خاطرات و لبخندها به یاد عزیزانی است که از دست رفتهاند.
اگر خرمنی را تبه کرد برقیکه دودش گذر کرد از چرخ گردان
هوش مصنوعی: اگر برقی بُرَد و خرمن (محصول انبار شده) را خراب کند، آن دود ناشی از سوختن آن به سرعت از چرخهای گردان عبور میکند.
وگر خانهای را ز جا کند سیلیکه صد دیده گردیده چون ابر نیسان
هوش مصنوعی: اگر سیل خانهای را جابهجا کند، مانند ابرهای بهاری که به صدها چشم نمک میزند.
وگر بحر جمعیتی خورده برهمکه یک شهر را پرتوش کرده ویران
هوش مصنوعی: اگر دریایی از جمعیت به هم بریزد، میتواند شهری را به ویرانی بکشاند.
اجل گرد ماتم رسانیده دیگرز صحرای غبرا به ایوان کیهان
هوش مصنوعی: مرگ به ما نزدیک شده و از بیابان غبارآلود به دنیای بزرگ و وسیع آمده است.
چو موجی زد این بحر یارب که یک سرتبه گشت و برخاست صد گونه طوفان
هوش مصنوعی: اکنون بحر به شدت متلاطم شده است، به طوری که یک سر آن ویران شده و در عین حال صد نوع طوفان برخواهد خاست.
چو باد مخالف برآمد که یک گلتلف گشت و صد خار ازو ماند برجان
هوش مصنوعی: زمانی که باد مخالف وزید، یک گل از بین رفت و صد خار همچنان به زندگی ادامه داد.
که داد ای فلک آخرین تیغ کینتکه پیوند یاران بریدی بدین سان
هوش مصنوعی: ای آسمان، چرا آخرین شمشیر انتقام خود را بر سر ما نواختی و باعث شدی که پیوند دوستانمان از هم گسسته شود؟
که کرد ای سپهر این قدرها دلیرتکه کار به این مشکلی کردی آسان
هوش مصنوعی: ای آسمان، چه سلطهای بر تو حاکم است که اینقدر شجاعانه عمل کردی و شرایط سخت را به آسانی تبدیل کردی؟
چه مقصود بودت که یک دودمان راچراغ فرح کشتی از باد حرمان
هوش مصنوعی: چه هدفی داشتید که شادی و روشنایی را از یک نسل گرفتید و آنها را به زحمت و ناامیدی دچار کردید؟
زدی بیمحل چنگ در حبیب عمرشدریدی ز سنگین دلی تا به دامان
هوش مصنوعی: تو در جایی نامناسب بیمحابا به کسی آسیب زدی و عمر او را به درد و رنج کشاندی و این کار را به خاطر سنگینی دل خودت انجام دادی.
تو را از دل آمد که آن تازه گل راکنی همچو خاشاک با خاک یکسان
هوش مصنوعی: تو از عمق دل برآمدهای که آن گل تازه را مانند خاشاک به خاک بسپاری و نابود کنی.
تو چون کندی از باغ جان گلبنی راکه گل بوی گل داشت از نکهت آن
هوش مصنوعی: تو هنگامی که از باغ جان دور شوی، مانند گلی خواهی بود که بوی خوش گل را از عطر و نکهت خود از دست میدهد.
تو چون جیب جان پاره کردی گلی راکه میآمدش بوی جان از گریبان
هوش مصنوعی: تو به گونهای دلی را شکستی که گلی را که بوی زندگی میداد، از خود دور کردی.
درین ماتم ای دوستان دور نبوداگر از دل دشمنان خیزد افغان
هوش مصنوعی: این درگیری و اندوهی که وجود دارد، شاید از دل دشمنان نیز فریاد برآید و به گوش برسد.
سزد گر ازین غصهٔ بدخواه صد رهگزد پشت دست تاسف به دندان
هوش مصنوعی: اگر کسی از شر بدخواهان غمگین شود، حق دارد که بارها به خاطر این درد، پشت دندانش را بفشارد و احساس تاسف کند.
چو او بود مقصود و گلزار هستیپدر را درین برک ریزنده بستان
هوش مصنوعی: زمانی که او وجود دارد، مقصود و هدف زندگی و زیبایی طبیعت همچون پدر، در باغی که به ما زندگی میبخشد، جاری است.
چو گلدستهای بود آن نخل نورسکه از گلشن جانش آورد دوران
هوش مصنوعی: آن نخل جوان مانند گلدستهای است که از باغ زندگیاش برکت و طراوت میآورد.
همان به که از بهر تاریخ فوتشبه کلک بدایع رقم خوش نویسان
هوش مصنوعی: بهتر است که برای ثبت یادبود فوت او، هنرمندان خوشنویس با قلمی زیبا و هنری تاریخ او را بنویسند.
نویسند مقصود گلزار هستینگارند گلدستهٔ گلشن جان
هوش مصنوعی: نویسنده به زیبایی و دلنشینی زندگی اشاره میکند و میخواهد که آن را به شکلی زیبا و جذاب به تصویر بکشد. این زندگی مانند گلی است که در باغی پر از رنگ و عطر شکوفا شده است.