شمارهٔ ۸۰ - در مرثیهٔ شاه زاده سلطان حسین
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساس گنگ و ناگهانی خود نسبت به مرگ سلطان حسین، شاهزادهٔ مشهور و جوان، اشاره میکند. او بوی طوفان و تغییرات بزرگ را حس میکند و به همین دلیل احساس نمیتواند که صدایش به نوحهگری تبدیل شده است. با اشاره به مقام و شکوه سلطان حسین، شاعر از اندوه خود و از تأثیر مرگ او بر مردم زمین و آسمان سخن میگوید. این توجه به مرگ بلافاصله باعث ایجاد حس ماتم و غمگینی در دل او میشود و شاعر به طور نمادین از طلسمی که در زبانش گیر کرده، یاد میکند که از اندوهش برخاسته است.
ناگه از طبعم مشام دل شنیدبوی طوفان خیزی کون و مکان
هوش مصنوعی: ناگهان روح من بوی طوفانی را حس کرد که در تمام جهان و هستی در حال وقوع بود.
بهر آن گردید نطقم نوحه گرکز اجل دی میر زرین افسران
هوش مصنوعی: برای همین بود که سخنانم به صورت ناله و اندوه در آمد، چونکه مرگ بر سرنوشت کسانی که تاج زرین بر سر دارند، سایه افکنده است.
مالک گردون شکوه کامکارکامل عالی سریر کامران
هوش مصنوعی: مالک آسمان، بزرگ و توانمند، کسی که به کمال رسیده و در اوج خوشبختی و موفقیت قرار دارد.
زین ملک و سلطانت سلطان حسینشهسوار نامدار نوجوان
هوش مصنوعی: این میدان و حکومتت، فرزند حسین، جوانی است به نام شهسوار که در شهرت و مهارت بینظیر است.
شد روان با هودج گردون اساسبهر سیر ملک فردوس از جهان
هوش مصنوعی: روح با هودجی که نشانگر آسمان است، به سفر در ملک برتر و بهشت برین از این جهان میرود.
زان الم انس و ملک یک سر شدنداهل ماتم بر زمین و اسمان
هوش مصنوعی: از آن درد و غم، انس و فرشتگان یک دل شدهاند و همهی اهل زمین و آسمان در حال سوگواری و اندوه هستند.
وز پی سال وفاتش از جملبست دل گویا طلسمی در زبان
هوش مصنوعی: پس از سال وفات او، همگان با دلهای پریشان در پی یاد او هستند، گویی که زبان آنها تحت تاثیر یک طلسم قرار گرفته است.
و آن طلسم از شانزده مصرع بودکلک عاجل را ز فکرم بر زبان
هوش مصنوعی: این طلسم از شانزده مصرع تشکیل شده است و به آسانی از اندیشهام بر زبان جاری میشود.