شمارهٔ ۹۷ - در شکایت فرماید
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات شاعر نسبت به مقام و عظمت یک شخصیت یا صاحب نفسی میپردازد. شاعر از نیاز و حاجتش میگوید و اینکه چگونه در جستجوی کمال و ظرافت، از طریق این شخصیت تلاش کرده است. او به تمسک به محبت و مهر این شخص اشاره کرده و به نوعی از بیعدالتی و مشکلاتی که خود با آن درگیر است، سخن میگوید. در نهایت، شاعر به ناتوانی و عجز خود اشاره میکند و از لطف و مروت آن شخصیت یاد میکند. این شعرا همزمان بیانگر نیاز به الهام و راهنمایی از سوی دیگران است.
ای بر سبیل حاجت صد محتشم گدایتوی درکمال حشمت ارباب حاجت از تو
هوش مصنوعی: ای کسی که در راه نیازمندی به تعداد بسیاری از گدایان ارجمند، تو در اوج شکوه و عظمت هستی. ارباب نیازمندان از تو بهرهمند میشوند.
در کوچهٔ ظرافت عمری دواندام از جهلکردم در آخر اما کسب ظرافت از تو
هوش مصنوعی: من در کوچهٔ ظرافت مدت زیادی سرگردان بودم و از نادانی خود رنج بردم، ولی در نهایت موفق شدم که ظرافت را از تو بیاموزم.
از مهر من بناحق کردی تمسکی راستزانسان که اهل حجت کردند حیرت از تو
هوش مصنوعی: تو به ناحق به من بیاحترامی کردی، در حالی که انسانها با استدلال و برهان باعث حیرت من شدهاند.
وین دم به رسم تحصیل دارد کسی که بردهدر عرصهٔ سیاست گوی صلابت از تو
هوش مصنوعی: این زمان، به نوعی نشانهای است برای کسی که در میدان سیاست قرار گرفته و میخواهد از قدرت و استقامت تو بهرهبرداری کند.
ما را نه زر که سازیم او را تسلی از خودنه شافعی که خواهد یک لحظه مهلت از تو
هوش مصنوعی: ما نه به ثروت نیاز داریم که بتوانیم او را به آرامش برسانیم و نه به کسی که بخواهد ما را از عذاب نجات دهد و فقط یک لحظه مهلت به ما بدهد.
کو داوری که اکنون گیرد درین میانهوجه تمسک از من جرم خیانت از تو
هوش مصنوعی: کسی را پیدا کن که در این وسط قضاوت کند، که من به دلیل قصدم نیاز به کمک دارم و تو به خاطر خیانتهایت تحت سرزنش هستی.
اما چه هیچ کس نیست کز وی برآید این کارعجز و تنزل از ما لطف و مروت از تو
هوش مصنوعی: اما هیچکس نیست که از او بروز نکند این ضعف و سقوط از سوی ما و محبت و انسانیت از سمت تو.