رباعی شمارهٔ ۱
در این شعر، شاعر از بتا (محبوب) دعوت میکند که برای دل عاشقش بیاید و با زیبایی خود، مشکلات او را حل کند. او همچنین تمایل دارد که با هم شرابی بنوشند قبل از اینکه از خاک قبر آنها کوزه شراب بسازند(یعنی قبل از فرا رسیدن مرگ)
برخیز بُتا، بیا ز بهر دل ماحل کن به جمال خویشتن مشکل ما
برخیز و بیا و مانند نور و چراغی برای دل ما بدرخش و با روی نیکو و زیبای خود مشکل ما را حل کن.
یک کوزه شراب تا به هم نوش کنیمزآن پیش که کوزهها کنند از گِل ما
بیا با هم بنشینیم و یک کوزه شراب به نیکی بنوشیم تا قبل از اینکه (مهلت ما تمام شود و به خاک تبدیل شویم ) از خاک قبر ما کوزه های شراب را درست کنند.