رباعی شمارهٔ ۳۳
در زمانی که خوابیده بودم انسانی خردمند و اگاه به زندگی به من گفت : شادی در زندگی مانند گلی است که در نتیجه تلاش به دست میآید نه خوابیدن و هیچکس تا کنون با خوابیدن بسیار شادی را تجربه نکرده ، چرا کاری را که مشابه نیستی و مرگ و عدم است (خواب) انجام میدهی ؟! پس شراب بنوش (به دنبال شادی زندگی باش) که زندگی کوتاه است و زیر خاک همگی قرنها خواهیم خوابید .
در خواب بُدَم، مرا خردمندی گفتکز خواب کسی را گُلِ شادی نشکفت
خوابیده بودم که ناگهان فردی آگاه و دانا به من گفت از خواب بیدار شو، چون با خوابیدن بسیار کسی نمیتواند شادی را تجربه کند و زندگی را احساس کند.
کاری چه کنی که با اَجَل باشد جفت؟مِی خور که به زیر خاک میباید خُفْت
چرا کاری را انجام میدهی که با مرگ جفت و یکسان است؟ ، می بخور که زمانی که مردی و به زیر خاک رفتی بسیار خواهی خوابید