رباعی شمارهٔ ۱۶۶
این شعر درباره غنیمت شمردن وقت و سپردن آن به مستی و گذراندن اوقات در دامن زیبای طبیعت سروده شده و شاعر میگوید وقتی که باده مینوشی شاد باش و دل به دنیا مبند که بسیار افراد بزرگتر و مهمتر از ما را روزگار کُشته و خاک کرده است.
بر گیر پیاله و سبو ای دلجویفارغ بنشین به کشتزار و لب جوی
پیاله و سبو را بردار ای یار پسندیده و عزیز، و بیدغدغه بر سبزهزار و لب جو بنشین
بس شخص عزیز را که چرخ بدخویصد بار پیاله کرد و صد بار سبوی
بسیار افراد نامدار و بزرگ را این چرخ بدخو و بدکردار کشتهاست و صدها بار از خاک آنها پیاله و سبو ساختهاست.