رباعی ۵۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر مرغی را میبیند که بر بالای درخت نشسته و کله کیکاوس (یکی از شخصیتهای افسانهای) را در چنگ خود گرفته است. مرغ به طور حسرتآلودی میگوید افسوس، و از فقدان صداهای دلانگیز جرس و ناله ساز ناله میکند. این شعر اشاره به حسرت و انتظاری دارد که در زندگی وجود دارد.
مرغی دیدم نشسته بر بارهٔ توسدر چنگ گرفته کلّهٔ کیکاووس
هوش مصنوعی: پرندهای را دیدم که بر روی درختی از توس نشسته بود و در چنگش سر کیکاوس را گرفته بود.
با کلّه همیگفت که: افسوس، افسوس!کو بانگ جَرَسها و کجا نالهٔ کوس؟
هوش مصنوعی: او با ناراحتی میگوید: ای کاش صدای طبلها و زنگها را میشنیدم! کجاست آن سر و صداها و نالهها؟