تناجی
خیام نیشابوری

رباعی ۱۰۶

چون نیست زِ هر چه هست جُز باد به دستچون هست زِ هر چه هست نُقصان و شکست
انگار که هست، هر چه در عالَم نیستپندار که نیست، هر چه در عالَم هست