رباعی ۱۰۷
هوش مصنوعی: این ابیات نشاندهندهی دلتنگی و پوچی زندگی هستند. شاعر به جهان و عمر خود مینگرد و میبیند که هیچ چیز در دست ندارد. علیرغم اینکه شمع شادی است، وقتی خاموش میشود، چیزی به جای نمیگذارد. همچنین، اگرچه او مانند جام جمشید است، ولی وقتی بشکند، هیچ چیزی از خود باقی نمیگذارد. در کل، این اشعار تأملاتی دربارهی بیاعتباری زندگی و ناپایداری لذتها و دستاوردها هستند.
بنگر ز جهان چه طَرْف بربستم؟ هیچ!وَز حاصلِ عمر چیست در دستم؟ هیچ!
هوش مصنوعی: نگاهی به دنیا بینداز و ببین چه به دست آوردهام؟ هیچ. و از آنچه در طول عمرم به دست آوردهام، چه چیزی در دستانم است؟ هیچ.
شمعِ طَرَبم، ولی چو بنشستم، هیچمن جامِ جَمَم، ولی چو بشکستم، هیچ!
هوش مصنوعی: من مثل شمعی هستم که در شادی میسوزد، اما وقتی نشستهام، هیچ حسی ندارم. مانند جام جمشید هستم، اما وقتی که شکسته شوم، هیچ چیز از من باقی نمیماند.