تناجی
خیام نیشابوری

رباعی ۱۳۹

لب بر لب کوزه بردم از غایتِ آزتا زو طلبم واسطهٔ عمرِ دراز
لب بر لب من نهاد و می‌گفت به راز:«می خور که بدین جهان نمی‌آیی باز!»