شمارهٔ ۱
هوش مصنوعی: این شعر به بیان اهمیت و ارزش عمر انسان میپردازد. شاعر با ذکر مثالهایی اشاره میکند که اگر چیزهای ظاهری و مادی مانند لگام خوب، آب زلال، یا لباسهای گرانقیمت نباشند، انسان هنوز میتواند با چیزهای سادهتر نیازهای خود را برطرف کند. در نهایت، او تأکید میکند که عمر انسان بیقیمت و عزیز است و باید آن را غنیمت شمرد، زیرا هیچ چیز دیگری قابل مقایسه با ارزش عمر نیست.
گر نبود خنگ مطلی لگامزد بتوان بر قدم خویش گام
اگر اسبی با یراق و دهانبند طلا در دسترس نباشد، انسان با قدم زدن با پاهاش خویش هم به مقصد میرسد
ور نبود مشربه از زر ناببا دو کف دست، توان خورد آب
اگر جام زرین برای نوشیدن نباشد، با دوکف دست هم میتوان آب نوشید.
ور نبود بر سر خوان، آن و اینهم بتوان ساخت به نان جوین
اگر بر سر سفره غذاهای گوناگون نباشد، حتی میتوان با نان جو هم ساخت.
ور نبود جامهٔ اطلس تو رادلق کهن، ساتر تن بس تو را
هوش مصنوعی: اگر لباسی از اطلس برای تو نیست، یک دلق کهنه هم برای پوشاندن بدن تو کافی است.
شانهٔ عاج ار نبود بهر ریششانه توان کرد به انگشت خویش
اگر شانهای از جنس عاج برای شانه کردن ریش نباشد، میتوان با انگشتهای خود نیز ریش را مرتب کرد.
جمله که بینی، همه دارد عوضدر عوضش، گشته میسر غرض
همانطور که میبینی، همه ی این امور جایگیزینی دارد که ما را به مقصود میرساند.
آنچه ندارد عوض، ای هوشیارعمر عزیز است، غنیمت شمار
تنها چیزی که هیچ جایگزینی ندارد عمر گرانبها و بیقیمت است، پس آن را ارزشمند بدان و قدرش را بدان!