هوش مصنوعی: در این داستان، شیخی در خراسان به نام شیخ و مریدی به نام مجد الدین وجود دارد. شیخ بسیار مجد الدین را دوست دارد. روزی شیخ در حال جلال دعایی کرده و به مرید میگوید که در آب بمیرد. قضا و قدر باعث میشود که مجد الدین توسط پسر سلطان در دریاچه آب انداخته شود و بمیرد. صبح روز بعد خبر مرگ او به شیخ میرسد و او به شدت ناراحت میشود و اعتقاد دارد که خون مجد الدین بر گردن او و خراسان است.
در این میان، موش و گربه در مورد این اتفاقات صحبت میکنند. گربه به موش میگوید که هر کس باید مرتبه خود را بشناسد و در زندگی تدبیر کند و از کارهای ناپسند دوری کند. موش نیز به این نکته اشاره دارد که لازم است آدمی در مورد حقایق به عقل و عالمان مراجعه کند تا از درستی و نادرستی درک خود مطمئن شود.
در نهایت، این داستان به اهمیت تدبیر، دوری از پیشداوریها و توجه به عقل و دانش اشاره دارد.
هوش مصنوعی: در خراسان، شیخی وجود داشت که مریدی به نام مجدالدین داشت. این شیخ، علاقه زیادی به مریدش داشت و مرید نیز از نظر اخلاقی و علمی به درجات بالایی رسیده بود. یک روز در حالی که شیخ در حالتی از جلال و شکوه قرار داشت، ناگهان با مریدش درگیر شد. در آن روز، شیخ به دلیل احساسات شدیدش، در حالت خشم و غضب صحبت کرد.
هوش مصنوعی: قضا به گونهای رقم خورد که استاد گفته بود. آن مرید با تعدادی از افراد بزرگ و اشراف خراسان نشست و برخاست داشت. شب یکی از شبها به خانهای رفت که مالک آن خانه، سلطان آن سرزمین بود. سلطان پسری جاهل و خشن داشت. زمانی که مرید وارد شد، پسر سلطان به شدت مست بود و دستور داد که مرید را بگیرند. زمانی که مرید را گرفتند، او را در دریاچه آب انداختند و هیچکس قادر نبود مانع این کار شود و در نهایت، مرید شیخ در آب جان خود را از دست داد.
هوش مصنوعی: صبح که شد، به شیخ خبر دادند که ای شیخ! مجدالدین که به خاطر ناراحتیای که از او داشتی دعا کردی، به واسطه دعاهای تو در آب غرق شده و جان باخته است. دعای تو تاثیر گذاشته است!
هوش مصنوعی: خون مجدالدین از خراسان و عراق و بغداد است. و زمانی که نام بغداد را برد، پیش از آنکه بخواهد از داد سخن بگوید، یکی دیگر به دهانش دست گذاشت و گفت:
هوش مصنوعی: ای شیخ! تو عالم را ویران کردی و در حالی که بغض و خشم در دل داشتی، چندی نگذشت که ناگاه هلاکو خان ظاهر شد و طبق آنچه خود تو گفته بودی، عراق و خراسان را به کشتار و ویرانی کشید. این همه خرابی و قتل و غارت به خاطر دعای تو بود تا بدانی که انسانهای بزرگ در این مسیر چنین کارهایی انجام میدهند و نباید به آنها بدگمان شوی!
هوش مصنوعی: ای گربه! اگر درباره این کارهای شگفتانگیز نظری داری، بیان کن! اما در مورد اهل خدا بدگمان نباش. من تو را دوست دارم و هرگز به علم خود مغرور نشو و آنها را از دیدگاه حقارت ننگر!
هوش مصنوعی: ای گربه! چرا از روی کینه و لجاجت از راه همکاری و دوستی خارج نمیشوی و با من رفاقت و رفتار نرمی ندارید؟ با وجود اینکه من چیزهای زیادی از دنیای عجایب و کرامتها گفتهام، اما هنوز تأثیری در تو ندارد!
هوش مصنوعی: ای موش! هر موجود زندهای باید بداند که در چه جایگاهی قرار دارد و نباید از آن تجاوز کند. او باید در مورد شیوههای زندگی و امور مالی و حال خود دقت و تدبیر کند. به ویژه اگر بخواهد در دنیا در نظر نزدیکان و خانوادهاش برجسته شود و در آخرت با کردار خوب خود مورد احترام قرار گیرد. باید در تمام شبانهروز به وضعیت خود توجه کند و غافل نشود و در گفتن، شنیدن، نشستن، برخاستن، خوردن و نوشیدن دقت کند. همچنین باید هر روز در آنچه که شایستهی حال و آیندهاش است فکر کند و کارهای ناپسند را ترک کند. این رفتار مربوط به کسی است که عقل و درک دارد. همهی آنچه در کتابها آمده یا بر اساس عقل است یا قول دیگران. اگر بر اساس عقل است، باید در هر چیزی که میبیند و میشنود با کمال عقل تأمل کند، زیرا ممکن است عقلش به آنچه میبیند و میشنود نرسد. از اینرو باید از عالمان باخبر از حال و احوال روزگار سوال کند تا مطمئن شود. زیرا ممکن است چیزی به نظر ما درست بیاید اما در نظر اهل عقل نادرست باشد و برعکس، ممکن است چیزی در نظر ما نادرست باشد اما در نظر عقلای دیگر درست.