شمارهٔ ۵۶
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و دلدادگی میپردازد و احساسات عمیق عاشق را نسبت به معشوق بیان میکند. شاعر میگوید که عاشق تمام زندگی و احساساتش را برای معشوق قربانی کرده است و هیچ چیز را بر آن مقدم نمیدارد. او همچنین به عذاب و غم ناشی از عشق اشاره میکند و نشان میدهد که عشق به معشوق برای او مهمتر از هر چیز دیگری است. در نهایت، شاعر به زیبایی معشوق و تاثیر آن بر دل و جان عاشق میپردازد و به نوعی فدای عشق را جشن میگیرد.
آن کو بدر تو سر نهاده استپای از دو جهان بدر نهاده است
هوش مصنوعی: کسی که سرش را به پای تو گذاشته است، از هر دو جهان جدا شده است.
در دام غم تو طایر وهمبا بال شکسته پر نهاده است
هوش مصنوعی: پرندهای که نماد خیال و تصور است، به خاطر اندوه تو با بالهای شکسته به دام افتاده و نمیتواند پرواز کند.
سلطان که بسکه نقش نامشبر چهره سیم و زر نهاده است
هوش مصنوعی: سلطان به قدری درخشنده و با شکوه است که نامش بر روی سکه و طلا نمایان شده است.
تا باشدش آب روی حاصلبر خاک در تو سر نهاده است
هوش مصنوعی: برای اینکه برکات و زیباییهای حاصل به زمین بیفتد، او (محبت یا احساس) سر خود را بر تو گذاشته است.
در خانه دل ز دست عشقتغم بر سر یکدگر نهاده است
هوش مصنوعی: در دل خانه، به خاطر عشق تو، غم بر سر یکدیگر قرار گرفته است.
عاشق چه کند چو اندرین رهاز بهر تو پای در نهاده است
هوش مصنوعی: عاشق چه باید بکند در حالی که به خاطر تو قدم در این راه گذاشته است.
باری بکشد بپشت همتچون روی بدین سفر نهاده است
هوش مصنوعی: در این سفر، زحمات و تلاشهای طاقتفرسا را باید به دوش کشید، زیرا این journey سختیهای خود را دارد.
بیچاره سری گرفته بر دستپای از همه پیشتر نهاده است
هوش مصنوعی: شخصی که دچار ناامیدی شده و با حسرت دست خود را بر روی سرش گذاشته است، به این نتیجه رسیده که از همه دیگران پیشی گرفته و به تنهایی بار سنگینی را بر دوش میکشد.
از بهر مراد دل درین راهجا نیست که در خطر نهاده است
هوش مصنوعی: برای رسیدن به خواستههای قلبی، در این مسیر جایی وجود ندارد که خطر در آن نباشد.
عاشق سر خدمتی عجب نیستدر پای رقیب اگر نهاده است
هوش مصنوعی: عاشق، به خاطر عشقش، هیچ تعجبی ندارد که برای رقیب خود تسلیم شود و در پای او زانو بزند.
ترسا بنهد ز بهر عیسیسر بر قدمی که خر نهاده است
هوش مصنوعی: یک مسیحی به خاطر عشق و احترام به عیسی، سرش را بر پای چیزی میگذارد که یک الاغ بر آن نشسته است.
رویت که بنور او توان دیدارواح که در صور نهاده است
هوش مصنوعی: چهرهات آنقدر نورانی و درخشان است که میتوان به کمک آن روحها را دید که در شکلها و قالبها قرار گرفتهاند.
دیر است که از پس هوایتاندر پی ما شرر نهاده است
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که شعلههای عشق تو به دنبالم آمده و مرا میسوزاند.
در پیش رخ تو عقل کوریستکش آینه در نظر نهاده است
هوش مصنوعی: در مقابل چهرهی تو، عقل به زمین افتاده و ناتوان شده است؛ چون آینهای در برابر دیدگانش قرار دادهاند که چهرهی تو را به خوبی نشان میدهد.
از بهر بهای بوسه توکش روح به از شکر نهاده است
هوش مصنوعی: برای ارزش بوسهات، جانم را فدای آن میکنم، چه اینکه این کار از شیرینترین نعمتها ارزشمندتر است.
گر جان برود تفاوتی نیستاندر لبت آن اثر نهاده است
هوش مصنوعی: اگر جانم هم برود، فرقی ندارد؛ زیرا آن اثر در لبت جاودانه است.
خورشید و مهت نمی توان گفتدر من خرد این قدر نهاده است
هوش مصنوعی: نمیتوانم بگویم که چقدر عقل و خرد در وجود من به اندازهی خورشید و ماه است.
کز جبهه تو هزار اکلیلبر تارک ماه و خور نهاده است
هوش مصنوعی: از پیشانی تو هزار گل زیبا مانند تاجی بر سر ماه و خورشید قرار داده شده است.
آن خشک لبی که دست عشقشداغی ز تو بر جگر نهاده است
هوش مصنوعی: آن شخصی که به خاطر عشق تو رنجی را تحمل کرده و در دلش درد و غم وجود دارد، حالا احساساتی قوی نسبت به تو دارد.
از خون جگر بر آستانتصد نقطه بچشم تر نهاده است
هوش مصنوعی: از درد و رنج دل، بر درگاه تو اشکهای زیادی ریختهام.