شمارهٔ ۷۰
هوش مصنوعی: شعر به عشق و دلتنگی شاعر از محبوبش میپردازد. او به زلف معشوق اشاره میکند و بیان میکند که این زلفها او را به بند کشیدهاند. شاعر آرزو دارد که معشوقش روزی زلفهایش را باز کند و او را از این بند آزاد سازد. همچنین، او از تاثیرات محبت معشوق بر دلش میگوید و از تلخی فراق و آرزوی دیدار او ابراز تاسف میکند. شاعر خود را از عاشقان میداند و در انتها به بیخبری از حال معشوق اشاره میکند و میگوید که عشقش او را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. در نهایت، او پایبند به عشق و دردی است که بر دلش دارد.
دلم بسلسله زلف یار در بندستاگر قبول کنی حال من ترا پندست
هوش مصنوعی: دل من به زلفهای یار بند است و اگر حال و احوالم را بپذیری، میتواند به تو نصیحتی بکند.
زبند مهرش چون پای دل شود آزادمرا که باسر زلفش هزار پیوندست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی عشق او قلب مرا از قید و بندهایش رها میکند، من آزاد میشوم. اما در عین حال، من در دام زیبایی و ویژگیهای او گرفتار هستم و این پیوندها بسیار زیاد و عمیقاند.
بسان لیلی بگشایی وببندی زلفترا خبر نه (که) مجنونی اندرین بندست
هوش مصنوعی: مانند لیلی، زلفت را باز و بسته میکنی، اما خبر نداری که مجنون در این دلبستگی گرفتار است.
برآوری زمن تلخ کام هر دم شورازآنکه پسته شیرین تو شکر خندست
هوش مصنوعی: هر لحظه با تلخیهای زندگی به یاری تو، خوشحالی و شوری در دل ایجاد میشود، چرا که شیرینی تو همانند قند است که لبخند به لبها میآورد.
ازآرزوی رخ تو اگر بباغ رومکدام لاله برخساره تو مانندست
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از آرزوی دیدن چهرهات به باغ بروم، کدام لاله میتواند بر روی صورت تو باشد؟
زکات خوبی خود را دمی بباغ خرامکه گل بدیدن روی تو آرزومندست
هوش مصنوعی: تنها لحظهای در باغ قدم بزن و خوبیهای خود را به نمایش بگذار چرا که گلها در انتظار دیدن چهرهی تو هستند.
زعاشقان تو امروزدر زمانه منمکسی که او بسلامی زدوست خرسندست
هوش مصنوعی: در میان عاشقان تو، من در این زمان کسی هستم که به خاطر دوستی، سلامتیام را جشن میگیرم و از آن خوشحال هستم.
کسی که او اثر صبح روز وصل ندیدشب فراق چه داند که تا سحر چندست
هوش مصنوعی: کسی که لحظههای شیرین و دیدار صبح عشق را تجربه نکرده، نمیتواند بفهمد شب جدایی تا صبح چقدر طولانی و سخت است.
جواب سعدی گفتم بالتماس کسیکه او هزار چو من بنده را خداوندست
هوش مصنوعی: جواب سعدی را به کسی گفتم که او خود دارای مقام و قدرتی بسیار بالا است و هزاران بنده مثل من را در درگاهش دارد.
دل مرا که شد ازدست درهمه حالیبخاک پای و سر کوی دوست سوگندست
هوش مصنوعی: دل من که در همه حالات به خاطر دوست به خاک پای و سر کوی او افتاده است، سوگند میخورم.
چو عندلیب همی نال سیف فرغانیازآنکه گل را ایام حسن یکچندست
هوش مصنوعی: پرندهای به نام عندلیب با اندوهی عمیق از سیف فرغانی مینالد و میگوید که زیبایی گل تنها مدت کوتاهی بر جاست.