شمارهٔ ۸۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به غم و درد عشق خود اشاره میکند و میگوید که دلش از عشق معشوق پر از خون و زخم است. او به زیبایی معشوق خود و تأثیر آن بر دل و جانش اشاره میکند و میگوید برای او هیچ چیز از عشق و زیبایی اش اهمیت ندارد. شاعر احساس میکند که در این عشق، مغبون شده و دلش در این معامله بیجان است. همچنین به قدرت معشوق اشاره میکند که گرچه هر دو جهان به او تعلق دارد، اما بدون معشوق، او خود را کوچک و بیارزش میبیند. در نهایت، شاعر از کسانی که غم او را درک میکنند میخواهد که بدانند عشق به معشوق چگونه دل او را در چنگال خود گرفته است.
مهی که از غم عشقش دلم پر ازخونستشبی نگفت که بیمار عشق من چونست
هوش مصنوعی: مهی که به خاطر غم عشقش دلم غمگین و پر درد است، هیچ وقت نپرسید حال بیمار عشق من چگونه است.
زدست نشتر غمهای او که نوشش باددل شکسته من همچو رگ پر از خونست
هوش مصنوعی: غمهای او زخمهایی عمیق در دل من ایجاد کرده است، به گونهای که حال دل شکستهام مانند رگی است که پر از خون باشد.
اگر چه دل بغمش داده ام چو می نگرمدرین معامله بی جان غم تو مغبونست
هوش مصنوعی: اگرچه من به خاطر غم تو دلگیر هستم، وقتی به این وضعیت نگاه میکنم، میبینم که غم تو در این معامله بیفایده است.
نه دلستان چوتو باشد هرآنکه نیکوروستنه مستی آرد چون می هرآنچه میگونست
هوش مصنوعی: اگر کسی زیبا باشد، دل دوست داشتن او را نخواهد داشت، و هیچ کس به اندازه نوشیدن شراب مست نمیشود، مگر اینکه خود شراب خوش طعم و رنگ باشد.
کسی که هر دو جهان ملک اوست گر راضی استدلش بدون تو ای دوست همتش دونست
هوش مصنوعی: کسی که صاحب هر دو دنیا است و اگر در دلش بدون تو رضایت داشته باشد، نشان میدهد که آرزوهایش بسیار کوچک و ناچیز است.
بلطف از همه خوبان زیادی که تراجمال معنی از حسن صورت افزونست
هوش مصنوعی: به لطف خدا، از میان تمام خوبان، تو زیبایی واقعی و معنایی را داری که از زیبایی ظاهری فراتر است.
بعهد حسن تو تنها نه من شدم مفتونکه برجمال تو امروز فتنه مفتونست
هوش مصنوعی: در عهد حسن و زیبایی تو، تنها من نیستم که مجذوب شدهام. امروز زیبایی تو به قدری جذاب است که همه را شیفته خود کرده است.
عجب مشاهده روی تو چگونه بودکه دیدن سگ کویت بفال میمونست
هوش مصنوعی: چقدر جالب است که چگونه دیدن چهره تو برای من خوش شانسی به حساب میآید، مثل اینکه دیدن سگی در کوچه نشانه خوشبختی باشد.
بنوبت تو که لیلی وقتی آن عاقلکه برجمال تو واله نگشت مجنونست
هوش مصنوعی: تو در نوبت خودت هستی، ای لیلی؛ وقتی که آن عاقلی که به زیبایی تو ننگریسته مجنون است.
بهر که او غم من می خوردهمی گویماگر ترا دل صافی وطبع موزونست
هوش مصنوعی: برای کسی که از غم من به خود میپیچد، میگویم که اگر دل تو پاک و روحیهات متعادل است، باید این را بدانی.
رقیب تو وترا من بشعر رام کنمکه رام کردن دیو وپری بافسونست
هوش مصنوعی: من میخواهم با شعر تو را همانند دیو و پری تسخیر کنم، چرا که این کار نیاز به جادو و افسون دارد.
چو برکنار فتاد ازتو سیف فرغانیازآب دیده (خود) در میان جیحونست
هوش مصنوعی: وقتی سیف فرغانی از تو دور شد، قطرات اشک تو در آب جیحون منعکس میشود.
ازو بپرس که دست از دلم نمی داردزمن مپرس که در دست او دلت چونست
هوش مصنوعی: از او بپرس که چرا از محبت من دست نمیکشد، و از من نپرس که حال دلم در دست او چطور است.