شمارهٔ ۹۳
هوش مصنوعی: این شعر به ابراز عشق و محبت به دوست میپردازد. شاعر با استفاده از تمثیلها و تصاویری زیبا، اشاره میکند که عشق واقعی همیشه نشانهای از معشوق را به همراه دارد. او به تکرار بوی دوست اشاره میکند و عشق را مانند موسیقی میداند که در هر نوا خوشایند است. همچنین، از زیباییهای دوست سخن میگوید و از آنجا که دوست شمس و روشنایی است، او را مظهر زیبایی و حقیقت میداند. شاعر خود را به جستجوی دوست تشویق میکند و میگوید که باید تعلقات دنیایی را کنار گذاشت و در کنار دوست قرار گرفت. در نهایت، بر آن است که عاشق باید برای عشقش آماده هرگونه قربانی باشد.
عاشقانرا می دهد دایم نشان از روی دوستگل که هر سالی بمردم می رساند بوی دوست
هوش مصنوعی: عاشقها همیشه نشانهایی از چهرهی محبوبشان دریافت میکنند، گلی که در هر سال بوی دوستی را به آنان میرساند و به یاد آنها میآورد.
دم بدم چون تار موسیقار در هر پرده ییخوش بنال ای یار تا در چنگت افتد موی دوست
هوش مصنوعی: هر لحظه مانند تار موسیقی، با صدای خوش نغمهسرایی کن، ای یار، تا موی دوست در دستانت جا بگیرد.
زآفتاب و ماه و انجم گر تو خواهی راه رفتمشعله بر مشعله است از کوی تو با کوی دوست
هوش مصنوعی: اگر تو بخواهی که از خورشید و ماه و ستارهها بهرهمند شوی، باید بدانی که راه رفتن در این مسیر مانند عبور از چراغهایی است که در کوی تو و در کنار دوست تو قرار دارد.
گر نظر داری برو از دیدن آن مشعلهچشم دربند ای مبصر تا ببینی روی دوست
هوش مصنوعی: اگر میخواهی ببینی، بهتر است از تماشای آن شعله در چشمانت خودداری کنی، ای بینا، تا بتوانی چهره دوست را ببینی.
اندرین پستی ندیدم هیچ، زیباتر نبودزیر گردون همچو بر بالای چشم ابروی دوست
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچ چیزی را زیباتر از ابروی دوست در بالای چشمانش ندیدم؛ حتی در زیر آسمان هم چیزی به این زیبایی وجود ندارد.
گاو گردون که کشد از بهر اسب دولتتگر شوی یک روز شهمات از رخ نیکوی دوست
هوش مصنوعی: اگر روزی به خاطر زیبایی دوستت به مقام و جایگاهی رسیدی، بدان که صفات مثبت و خوب او به تو کمک کرده و تو را به جلو میرساند.
خفته مر مقصود را چون دست در گردن کنیای بپای جست و جو گامی نرفته سوی دوست
هوش مصنوعی: زمانی که هدف و مقصودت را در خواب میبیند، تلاش کن که با دقت و جدیت حرکت کنی؛ زیرا هنوز هیچ قدمی به سوی دوست بر نداشتهای.
زاهل این خرگاه اطناب تعلق قطع کنپس بزن هرجا که خواهی خیمه در پهلوی دوست
هوش مصنوعی: از این مکان که وابستگیهایت را رها کن، سپس هر جا که میخواهی کنار دوستت چادر برپا کن.
سیف فرغانی بتیغ دوست گر کشته شویعاشقی باش که (عاشق) کشتن آمد خوی دوست
هوش مصنوعی: اگر به عشق دوست کشته شوی، مانند سیف فرغانی، باید عاشق باشی که این عشق، خود نوعی کشتن به خاطر دوست است.