شمارهٔ ۹۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق عمیق و جاودانهای است که شاعر به معشوق خود دارد. شاعر اعلام میکند که این عشق تا پایان جهان وجود دارد و همواره نام معشوق را بر زبان خواهد آورد. او از دل آتشین و longing (آرزوی شدید) خود میگوید و میپذیرد که هرچند به وصال معشوق نرسیده، اما تلاش خود را انجام میدهد. شاعر به زیبایی معشوق و تاثیر عمیق او بر زندگیاش اشاره میکند و در نهایت از امید و آرزوهایش برای رسیدن به معشوق صحبت میکند. در این شعر، عشق به عنوان یک نیروی بیپایان و وجودی لازم برای زندگی بیان شده است.
ترا من دوست دارم تا جهان هستهمه نام تو گویم تا زبان هست
هوش مصنوعی: من تا زمانی که جهان پابرجاست، تو را دوست دارم و نامت را میگویم تا وقتی که زبان وجود دارد.
اثر گر باز گیرد عشقت از خلقسراسر نیست گردد در جهان هست
هوش مصنوعی: اگر تأثیر عشق تو از دیگران گرفته شود، در این صورت جهان کاملاً خالی از وجود تو خواهد بود.
ترا خاطر سوی مانی و ما راسوی تو میل خاطر همچنان هست
هوش مصنوعی: دل تو به سمت معشوق میطپد و ما هنوز به سمت تو احساس وابستگی میکنیم.
بکوشش وصل تو دریافت نتوانولیکن من بکوشم تا توان هست
هوش مصنوعی: هرچند که تلاش برای رسیدن به وصال تو نتیجهای نخواهد داشت، اما من همچنان تا جایی که توان دارم، برای این کار تلاش خواهم کرد.
بود بر آتش دل دیگ سودامرا تا گوشتی بر استخوان هست
هوش مصنوعی: در دل من شعلههای عشق میسوزد و من همچنان زندهام تا زمانی که بخشی از وجودم باقیمانده باشد.
چو من زنجیر زلفین تو دیدماگر دیوانه گردم جای آن هست
هوش مصنوعی: اگر من زنجیرهای زلفهای تو را ببینم، اگر دیوانه هم شوم، حق دارم.
بآب دیده شستم رو، هنوزمز خاک کوی تو بر رخ نشان هست
هوش مصنوعی: با اشک خود چهرهام را شستم، اما هنوز هم نشانهای از غم و اندوه دوری تو بر صورتم باقی مانده است.
شوم گردن فراز ار بر تن منسری شایسته آن آستان هست
هوش مصنوعی: اگر بر تن من سری باشد که شایسته آن درگاه باشد، خود را بزرگ و باافتخار میدانم.
دلم بی انده تو نیست، دیر استکه سیمرغی درین زاغ آشیان هست
هوش مصنوعی: دلم بدون تو آرامش ندارد، زمان زیادی است که مانند سیمرغی در این میان زاغی زندگی میکنم.
غمت با سیف فرغانی شبی گفتمرا خود با تو چیزی در میان هست
هوش مصنوعی: در شبی، غم تو با سیف فرغانی صحبت کرد و گفت که چیزی بین او و تو وجود دارد.
کجا باشد نصیب از وصل جانانهرآنکس را که دل دربند جان هست
هوش مصنوعی: هر کسی که دلش به چیزی غیر از محبوبش مشغول باشد، نمیتواند به وصال او دست یابد.
زبان از ذکر غیر او فرو شویگرت آب سخن زین سان روان هست
هوش مصنوعی: اگر زبان تو از ذکر غیر او خاموش شود، آنگاه سخن تو به مانند آب جاری خواهد بود.