شمارهٔ ۹۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به شدت عشق و وابستگی خود به معشوق را بیان میکند. او از وصل و هجران صحبت میکند و میگوید که هیچ کس به اندازه او عاشق نیست. شاعر به بیان احساساتش در مورد زیبایی معشوق میپردازد و اشاره میکند که دیگران نیز در پی عشق او دیوانه شدهاند. هرچند که ممکن است بگوید عاشق نیست، اما در واقع هیچکس نمیتواند این واقعیت را انکار کند. شاعر به زیبایی چهره معشوق و تاثیر آن بر دل خود اشاره دارد و در نهایت میگوید که ارزش عشق او از تمامی داراییها بیشتر است و هیچ یاری بدون عشق او برایش معنا ندارد.
همچو من وصل ترا هیچ سزاواری هستیا چو من هجر ترا هیچ گرفتاری هست
هوش مصنوعی: آیا کسی مانند من برای وصال تو شایسته است یا مثل من کسی هست که در فراق تو اینقدر دلتنگی و گرفتاری داشته باشد؟
دیده دهر بدور تو ندیده است بخوابکه چو چشمت بجهان فتنه بیداری هست
هوش مصنوعی: دنیا یچیز دیگری را مثل خواب تو ندیده است، چرا که وقتی چشمانت به دنیا میافتد، فتنه و آشفتگی بیداری آغاز میشود.
ای تماشای رخت داروی بیماری عشقخبرت نیست که در کوی تو بیماری هست
هوش مصنوعی: ای زیبایی که نگاهت برایم درمان دردهای عشق است، نمیدانی که در کوی تو، عشق چقدر درد دارد و چقدر عاشقانت بیمار هستند.
هرکجا دل شده یی بر سر کویت بینمگویم المنت لله که مرا یاری هست
هوش مصنوعی: هر جا که دل من به تو گره خورده و در جایی از کوی تو در حال انتظار هستم، میگویم که یاری از جانب تو برای من وجود دارد.
گر من از عشق تو دیوانه شوم باکی نیستکه چو من شیفته در کوی تو بسیاری هست
هوش مصنوعی: اگر من به خاطر عشق تو دیوانه شوم، نگران نباش، زیرا مانند من عاشقان زیادی در خیابان تو وجود دارند.
هرکه روی چو گلت بیند داند بیقینکه ز سودای تو در پای دلم خاری هست
هوش مصنوعی: هر کسی که چهرهات را مانند گل ببیند، به یقین میفهمد که عشق تو در دل من چقدر درد و رنج ایجاد کرده است.
« گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست »قاضی شهر گواهی بدهد کآری هست
هوش مصنوعی: اگر بگویم که من با تو هیچ ارتباطی ندارم، قاضی شهر میتواند شهادت بدهد که این ادعا درست نیست و من با تو ارتباط دارم.
هرکرا کار نه عشقست اگر سلطانستتو ورا هیچ مپندار که در کاری هست
هوش مصنوعی: هر کسی که کارش بر اساس عشق نباشد، تو حقیرتر از آنی که او را ارزش بگذاری یا به کاری که انجام میدهد توجه کنی.
تا زر شعر من از سکه تو نام گرفتهر در مسنگ مرا قیمت دیناری هست
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه شعر من اعتبار و ارزش خود را از نام تو میگیرد، هر کلمهام برای من مانند یک دینار ارزش دارد.
گر بگویم که مرا یار تویی بشنو لیکمشنو ای دوست که بعد از تو مرا یاری هست
هوش مصنوعی: اگر بگویم که تو یار من هستی، بشنو اما نشنو، ای دوست، زیرا بعد از تو کسی دیگر برای من یار خواهد بود.
سیف فرغانی نبود بر یارت قدریگر دل و جان ترا نزد تو مقداری هست
هوش مصنوعی: اگر سیف فرغانی هم در کنار دوستت نبود، اما اگر دل و جانت برای او ارزش و اهمیت دارد، پس باید قدری ارزش در خودت ببینی.