شمارهٔ ۱۰۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و اشتیاق به دیدار محبوب صحبت میکند. شاعر به شدت به دیده نشدن یار خود و عدم توانایی در تحمل این دوری اشاره دارد. او از کسانی میگوید که درک واقعی از محبوبش ندارند و به شدت به دنبال وصال یار است. شاعر همچنین از احساسات عمیق خود نسبت به محبوب میگوید و اعلام میکند که هیچکس در این شهر نیست که مانند او عاشق و بیمار محبوب باشد. در نهایت، شاعر از ارزش و بهای عشق سخن میگوید و به نارضایتی خود از وضعیت فعلی اشاره میکند.
کیست کاندر دو جهان عاشق دیدار تو نیستکو کسی کو بدل و دیده خریدار تو نیست
هوش مصنوعی: در دو دنیا کسی نیست که عاشق دیدار تو نباشد، و هیچ کس نیست که برای تو دل و چشمش را بفروشد.
دور کن پرده زرخسار و رقیب از پهلوکه مرا طاقت نادیدن دیدار تو نیست
هوش مصنوعی: پرده را از روی صورتت کنار بزن و رقیب را از کنارم دور کن، چون من دیگر نمیتوانم بدون دیدن تو تحمل کنم.
در تو حیرانم وآنکس که ندانست تراوندر آن کس که بدانست وطلب کارتو نیست
هوش مصنوعی: من در تو حیرانم و کسی که تو را نشناخت، در حقیقت، او درک درستی از تو ندارد؛ همچنین در مورد کسی که تو را شناخت، اما به دنبال کار تو نیست، او نیز به راستی به عظمت تو پی نبرده است.
در طلب کاری گلزار وصالت امروزنیست راهی که درو پای من وخار تو نیست
هوش مصنوعی: امروز برای رسیدن به تو در باغ گلها، راهی وجود ندارد که پای من در آن جا زخم نخورده باشد.
شربت وصل ترا وقت صلای عام استزآنکه در شهر کسی نیست که بیمار تو نیست
هوش مصنوعی: در زمان اعلان عمومی، نوشیدن ش nectar و وصلی که به تو مربوط میشود، به این دلیل است که در این شهر هیچکس نیست که از بیماری عشق تو رنج نبرد.
من بشکرانه وصلت دل وجان پیش کشمگر متاع دل وجان کاسد بازار تو نیست
هوش مصنوعی: من به خاطر پیوستگی و وصال تو، همه دل و جانم را به تو تقدیم میکنم، حتی اگر عشق و دلباختگیام برای تو ارزشی نداشته باشد.
در بهای نظری از تو بدادم جانیبپذیر از من اگرچند سزاوار تو نیست
هوش مصنوعی: با فرستادن جانم به خاطر نظری از تو، خواهش میکنم قبول کن که هرچند لیاقت تو را ندارم.
وصل تو خواستم از لطف تو روزی، گفتیچون مرا رای بود حاجت گفتار تو نیست
هوش مصنوعی: من خواستم که روزی به لطف تو به وصال برسم، اما تو گفتی که چون من خودم نظر دارم، نیازی به گفتن تو نیست.
سیف فرغانی ازتو بکه نالد چون هیچ«کس ندانم که درین شهر گرفتار تو نیست »
هوش مصنوعی: سیف فرغانی میگوید: از تو هیچ کس نمیتواند شکایت کند و ناله کند، چون هیچکس را در این شهر نمیشناسم که به دام تو نیفتاده باشد.