شمارهٔ ۱۲۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره تجربه عشق و تاثیر آن بر زندگی فردی است. شاعر با اشاره به شادی و غم ناشی از عشق، از زیبایی یار و تلخی هجر صحبت میکند. او بیان میکند که دیدار معشوق، درد و رنجهایش را کاهش میدهد و عشق، حتی در سختیها، ارزشمند است. در نهایت، اشاره میشود که عشق، تمام احساسات و دغدغههای زندگی را تحت تأثیر قرار میدهد و فرد را به سمت معشوق میکشاند، حتی اگر این عشق سخت و دشوار باشد.
دل حظ خویشتن ز رخ یار برگرفتدیده نصیب خویش ز دیدار بر گرفت
هوش مصنوعی: دل از روی یار لذت میبرد و چشمها هم بهرهمند میشوند از دیدار او.
شیرین من بیامد و تلخی هجر خویشاز کام من بلعل شکر بار برگرفت
هوش مصنوعی: عزيز من به نزد من آمد و تلخی دوری او از زندگیام گرفت و حالا شیرینی را به من هدیه داد.
ملک سکندرست نه آب آنکه جان منز آن چشمه حیات خضروار برگرفت
هوش مصنوعی: ملک سکندر به قدرت و ثروت خود افتخار میکند، اما در حقیقت، آن چیزی که زندگی واقعی و جاودان را به من بخشید، نه آب آن چشمه، بلکه روح و صفای خضر است که از آن نشأت گرفته است.
آن درد را که هیچ طبیبی دوا نکردعیسی رسید و از تن بیمار برگرفت
هوش مصنوعی: دردی که هیچ پزشکی نتوانسته بود درمان کند، عیسی به آن بیمار نزدیک شد و بیماری را از او دور کرد.
بنشین بگوشه یی بفراغت که لطف اورنج طلب ز جان طلب کار برگرفت
هوش مصنوعی: بنشین در گوشهای و با آرامش استراحت کن، زیرا لطف و زیبایی او، رنج و سختی را از جان و دل انسان میگیرد و به دست میآورد.
بر در نشسته دید مرا پرده بر فگندبر ره فتاده یافت مرا خوار برگرفت
هوش مصنوعی: بر در نشسته، مرا دید که پرده را کنار زدند و وقتی که بر زمین افتادم، مرا خوار و زبون یافت و از آنجا برداشتند.
وصلش بلای هجر ز عشاق دفع کردمطرب صداع زخمه از او تار برگرفت
هوش مصنوعی: وصل او درد فراق را از عاشقان دور کرد، و نوازنده با نواختن سازش، درد سر را به فراموشی سپرد.
هر بیش و کم که هست بیاور که آن نگاررسم طمع از مال خریدار برگرفت
هوش مصنوعی: هر چه هستی را با خود بیاور، چرا که آن معشوق، امید و آرزوی خریداران را از مال و دارایی گرفته است.
کاریست عشق صعب و اگر جان رود در آنهرگز نمی توان دل از این کار برگرفت
هوش مصنوعی: عشق کاری دشوار است و اگر در این راه جان انسان هم به خطر بیفتد، هرگز نمیتوان دل را از این عشق دور کرد.
عشق آمد و ز دل غم جان برد حبذااین خستگی که از دلم آزار بر گرفت
هوش مصنوعی: عشق به دل من آمد و تمام غمها را از آن برد. چه خوب است که این خستگی که از دل من رنج میکشید، اکنون رفع شده است.
دل خود نماند در دو جهان سیف از آنکه یاررسم دل از میانه بیکبار برگرفت
هوش مصنوعی: دل من در هیچیک از این دو جهان باقی نماند، زیرا یار ناگهان رسم دل را از میان برداشت.