شمارهٔ ۱۲۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و جذابیت معشوق است. شاعر از زیبایی و روشنایی روی معشوق سخن میگوید و بیان میکند که عشق او باعث شادی و غم در دلش شده است. او از معشوق درخواست میکند که او را در این مسیر راهنمایی کند و به او دست یاری دهد، زیرا در حیرت و سردرگمی است. شاعر همچنین به ارزش و اهمیت روی معشوق اشاره کرده و میگوید که زیبایی او فراتر از هر چیز دیگری در جهان است. در نهایت، او از معشوق میخواهد که به او نزدیک شود و دیدار او را جشن بگیرد، زیرا دیدار معشوق برایش مانند عید است.
مرا تا دل شد اندر کار رویتبصد شادی شدم غمخوار رویت
هوش مصنوعی: زمانی که دلم به عشق تو مشغول شد، به اندازهی زیادی شاد شدم و در عین حال، غمهای تو را نیز احساس کردم و به یاد تو غمگین شدم.
مرا گر دست گیری جای آنستکه حیران مانده ام در کار رویت
هوش مصنوعی: اگر تو دستم را بگیری، بهتر است؛ زیرا در شگفتی و سردرگمی ناشی از زیبایی تو ماندهام.
برد ارزان مکن نرخ دل و جانبحسن ار تیز شد بازار رویت
هوش مصنوعی: به راحتی و با قیمت پایین، عشق و احساسات خود را نفروش؛ چون اگر زیبایی چهرهات به چشم بیفتد، ارزش دل و جانت بالا میرود.
بهر دم صورتی در خاطر آیدمرا از لفظ معنی دار رویت
هوش مصنوعی: هر لحظه تصویری از چهرهات در ذهنم نقش میبندد، که معنای آن با کلمات زیبایت گره خورده است.
اگر تو پرده برداری از آن روینگنجد در جهان انوار رویت
هوش مصنوعی: اگر تو از چهرهات پردهبرداری کنی، نور چهرهات در تمام عالم جا نمیشود.
وگر نه زلف تو بودی نماندینهفته بر کسی اسرار رویت
هوش مصنوعی: در غیر این صورت، موهای تو رازهای چهرهات را بر کسی فاش نمیکرد.
وگرچه خاک را زر کرد خورشیدندارد سکه دینار رویت
هوش مصنوعی: هرچند که خاک را به طلا تبدیل کند، اما روشنایی و زیبایی تو همواره بینظیر و بیهمتاست.
ز روی تو بعالم در اثر هاستبهار آنک یکی ز آثار رویت
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت تو، بهار به دنیا آمده است و یکی از نشانههای لذتبخش زندگی، زیبایی چهره توست.
مرو ای سیف فرغانیت قربانبیا ای عید من دیدار رویت
هوش مصنوعی: برو ای شمشیر فرغانی، قربان تو شوم! بیا و عید من را با دیدار رویت شادی ببخش.