شمارهٔ ۱۵۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و یکتایی معشوق سخن میگوید. شاعر به توصیف چهره و لبهای معشوق پرداخته و میفرماید که هیچکس مانند او نیست و هیچکس نمیتواند به او برسد. او همچنین از درد و رنج عشقش سخن میگوید و بیان میکند که هیچکس غیر از او در این عشق چنین احساسی ندارد. در نهایت، شاعر به تنهایی و درد ناشی از عشق اشاره میکند و میگوید که تنها اوست که در دلش جای دارد.
نور رخ تو قمر نداردذوق لب تو شکر ندارد
هوش مصنوعی: روشنی چهرهات مانند ماه نیست و شیرینی لبهای تو هیچ مشابهی ندارد.
در دور تو مادر زمانهمانند تو یک پسر ندارد
هوش مصنوعی: در اطراف تو، ای مادر، هیچ انسانی مانند تو وجود ندارد.
بی بهره ز دولت غم تواز محنت ما خبر ندارد
هوش مصنوعی: آن که از نعمتهای زندگی محروم است، از رنج و درد ما آگاه نیست.
آنکس که چو من بروی خوبتدل می ندهد مگر ندارد
هوش مصنوعی: کسی مانند من که به چهره زیبایی تو دل نمیدهد، مگر اینکه او دلش را نداشته باشد.
دلداده صورت تو ای دوستجان را ز تو دوست تر ندارد
هوش مصنوعی: عشق و وابستگی من به چهره تو، ای دوست، به قدری عمیق است که جانم را بیشتر از هر چیزی دوست ندارد.
جانا دل تو چو روزگارستکآنرا که فگند بر ندارد
هوش مصنوعی: عزیزم، دل تو مانند دوران زندگی است که نمیتواند بار سنگین تلخیها را تحمل کند و از خود دور کند.
در سنگ اثر کند فغانموندر دل تو اثر ندارد
هوش مصنوعی: صدای نالههایم میتواند بر سنگ تأثیر بگذارد، اما در دل تو هیچ اثری ندارد.
مگذار بدیگران کسی راکو جز تو کسی دگر ندارد
هوش مصنوعی: هرگز نگذار که کسی جز تو به دیگران آسیب برساند، چون هیچ کس غیر از تو این مسئولیت را ندارد.
از خون جگر کسی به جز سیفدر عشق تو دیده تر ندارد
هوش مصنوعی: کسی غیر از سیف در عشق تو چنین احساس عمیقی ندارد و نمیتواند به اندازه او از درد عشق خود اشک بریزد.