شمارهٔ ۱۵۶
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به عشق و جدایی اشاره میکند. او میگوید دلش بدون حضور معشوق آرام ندارد و طاقت فراق او را دیگر ندارد. همچنین به دیوانگی خود در عشق و عدم فکر به عاقبت آن اعتراف میکند. زیبایی معشوق را با پرتو ماه مقایسه میکند و میگوید زیبایی او قابل قیاس نیست. همچنین از درد جدایی و عدم وصال گلایه میکند و بیان میکند که عاشق واقعی از عشق خود جز تصویر معشوق به چشم نمیبیند. در پایان، شاعر میگوید کسی که فقط یک بار معشوق را ببیند به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد و از خود بیخود میشود.
دل بی رخ خوب تو سر خویش نداردجان طاقت هجرتو ازین بیش ندارد
هوش مصنوعی: دل بیچهرهی زیبای تو، تاب و توان ندارد، و جانم از شدت دوری تو دیگر تاب این دوری را ندارد.
از عاقبت عشق تو اندیشه نکردمدیوانه دل عاقبت اندیش ندارد
هوش مصنوعی: از نتیجهی عشق تو جایی برای فکر کردن نداشتم؛ زیرا دل دیوانهای مثل من به فکر عاقبت نمیافتد.
مه پیش تو ازحسن زند لاف ولیکناو نوش لب و غمزه چون نیش ندارد
هوش مصنوعی: ماه در مقابل زیبایی تو فقط به خود میبالد، اما او نمیتواند مانند لبهای شیرین و نازک تو که زهرآگین نیستند، تاثیری بگذارد.
از مرهم وصل تو نصیبی نبود هیچآن را که زعشق تو دل ریش ندارد
هوش مصنوعی: هیچ بهرهای از درمان وصالت نصیب من نشد، زیرا آن کس که دلش از عشق تو شکسته باشد، نمیتواند به آرامش برسد.
خود عاشق صاحب نظر از عمر چه بیندچون آینه روی تو در پیش ندارد
هوش مصنوعی: عاشق واقعی که به حقیقت عشق آگاه است، نمیتواند از عمر خود بیشتر از آنچه که در آینه چهره تو میبیند، بهرهبرداری کند.
از دایره عشق دلا پای برون نهکآن محتشم اکنون سر درویش ندارد
هوش مصنوعی: از دایره عشق خارج نشو، چون شخص با وقاری که اکنون پیش توست، دیگر حالتی که یک درویش دارد را ندارد.
چون سیف هر آنکس که ترا دید به یکباربیگانه شد از خلق و سر خویش ندارد
هوش مصنوعی: هر کسی که تو را میبیند، به یکباره از دیگران جدا میشود و دیگر به خود نمیپردازد.