شمارهٔ ۱۵۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و زیباییهای محبوبش سخن میگوید. او بیان میکند که عشق یار، مانند پادشاهی است که زیبایی و ویژگیهای خاصی دارد. شاعر تحت تأثیر این عشق، تمام دنیا را با بوی محبوبش میسنجد و غم و اندوه او را در زندگی حس میکند. او به معضلات و سختیهای ناشی از این عشق اشاره میکند و میگوید که گرچه غم آن طاقتفرساست، اما زیبایی و دلربایی محبوب، او را مجذوب خود کرده است. شاعر در نهایت به شوق و آرزوی وصال یار میپردازد و از احساسات عمیق خود نسبت به او سخن میگوید.
بگو بدانکه چون من عشق یار من داردکه پادشاهی خوبان نگار من دارد
هوش مصنوعی: بگو بدان که من عشق یارم را دارم، که او مانند پادشاهی برای بهترین زیباییهاست.
ببوی او بگلستان شدم ندیدم هیچبغیرلاله که رنگی زیار من دارد
هوش مصنوعی: با بوی او در گلستان شدم و هیچ چیزی جز لاله را ندییدم که رنگی شبیه به من داشته باشد.
عجب مدار که برگیردم زپشت زمینبدین صفت که غمش رو بکار من دارد
هوش مصنوعی: تعجب نکن که من از زیر زمین به این شکل بیرون بیایم؛ زیرا غم او به کار من مربوط میشود.
کسی که در غمش ازچشم خون همی باریدفراغت از مژه اشکبار من دارد
هوش مصنوعی: کسی که از شدت اندوهش اشکهایش مانند باران ریزش میکند، به سبب داشتن چشمانی همیشه اشکبار، از من بیخبر است و از غم من آسوده خاطر است.
نساخت خانه بهمسایگی من دولتچو محنتش وطن اندر جوار من دارد
هوش مصنوعی: دولت و خوشبختی در همسایگی من خانهای نساختهاند، زیرا مشکلات و سختیها در کنار من جای دارند.
خدنگ غمزه بهر جانبی همی فگندمگر که چشمش عزم شکار من دارد
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و جذاب او هر کجا که نگرند، حسرت و دلتنگی به همراه میآورند، مگر اینکه آن چشمها به سوی من نشانه بروند و قصد شکار دل مرا داشته باشند.
پیام کرد مرا یار و گفت هر مگسیطمع بلعل لب قند بار من دارد
هوش مصنوعی: دوستم پیامی فرستاد و گفت هر مگسی به دنبال شکری است که من به آن افتخار میکنم.
درین میانه بدست کسی دهد دولتگل وصال که در پای خار من دارد
هوش مصنوعی: در این میان، فردی برگزیده میشود که به او نعمت و خوشبختی وصال (نزدیک شدن) با معشوق داده میشود؛ در حالی که من در میان دشواریها و دردهای خود، تنها به خارهایی که در پایم است، دچارم.
اگر هزار گلش بشکفد زهر چمنینظر سوی رخ همچون بهار من دارد
هوش مصنوعی: اگر هزاران گل در یک چمن شکوفه بزنند، باز هم نگاه من به رخسار تو مانند بهار است.
براه عشق من امروز سیف فرغانیسترونده یی که دلی زیر بار من دارد
هوش مصنوعی: امروز عشق من در دل سیف فرغانی جاری است؛ او فردی است که قلبی را زیر بار عشق من حمل میکند.
سحرگهان بمن آورد بوی دوست نسیم(مگر نسیم سحر بوی یار من دارد)
هوش مصنوعی: در صبح زود، نسیمی به من رسید که بوی دوست را به همراه داشت. آیا ممکن است این نسیم صبح، عطر محبوب من را داشته باشد؟