شمارهٔ ۱۹۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ناکامی و دشواریهایی که در عشق و محبت تجربه کرده صحبت میکند. او بارها تلاش کرده تا عشق و زیبایی را بیابد، اما همواره با ناامیدی و درد مواجه شده است. شاعر به گل و بلبل اشاره میکند و میگوید که علیرغم همه زحمتها و آرزوها، تنها به خار و غم دست یافته است. در نهایت، او از غم فقدان یار وفادار و زیباییهای نادر در زندگی خود شکایت میکند.
دل زدستم شد و دلدار بدستم نامدسخت بی یارم وآن یار بدستم نامد
هوش مصنوعی: دل از دستم رفته و معشوق در دستم نیامده است. خیلی سخت است که بدون یارم باشم و آن یار هم در دستم نیست.
زآن گلستان که ببویش همه آفاق خوشستگل طلب کردم و جز خار بدستم نامد
هوش مصنوعی: از آن باغی که بوی آن در همه جا خوش است، من گل خواستم و جز خار به دست نیاوردم.
سوزن عقل بسی جامه تدبیر بدوختلیک سر رشته این کار بدستم نامد
هوش مصنوعی: عقل و دانش من لباسهای زیادی از تدبیر و تدبیر به دوخته است، اما هیچ وقت نتوانستم سررشتهٔ این کار را در دستان خودم پیدا کنم.
در تمنای وصالش بامید شادیغم بسی خوردم وغمخوار بدستم نامد
هوش مصنوعی: در آرزوی رسیدن به او با امید شادی، بارها غم را چشیدم و کسی برای دلداریام نیامد.
دردم آنست که بیمار کسی گشت دلمکه ازو داروی بیمار بدستم نامد
هوش مصنوعی: در واقع مشکلم این است که عاشق کسی شدهام که خودم نتوانم داروی دردهایش باشم.
ای تو صد ره بسر زلف زمن جان بردهاین سر زلف تو یکبار بدستم نامد
هوش مصنوعی: ای تو که با هزار بار، از زلف من جانها بردهای، این زلف تو هرگز یک بار هم به دست من نیامده است.
جور صد یار جفاکار کشیدم بامیدکه یکی یار وفادار بدستم نامد
هوش مصنوعی: من از ظلم و ستم صد یار بی وفا رنج کشیدم، به این امید که بالاخره یک یار وفادار به دستم برسد، اما هیچکس نیامد.
همچو خود بلبل شوریده بسی دیدم لیکدر جهان همچو تو گلزار بدستم نامد
هوش مصنوعی: من مانند بلبلان شیدا بسیار دیدهام، اما در جهان هیچ گلی به زیبایی تو پیدا نکردهام.
چند از بهر گلی حلقه زدم بر در باغغیر خار از سر دیوار بدستم نامد
هوش مصنوعی: مدتها برای ورود به باغی که پر از گل بود، زحمت کشیده و تلاش کردم، اما به جز خارهای داربست و دیوار، چیزی نصیبم نشد.
من بوصف لب لعلش شکرافشان کردملیک آن لعل شکربار بدستم نامد
هوش مصنوعی: من با توصیف لبهایش شکر را به تصویر کشیدم، اما آن لبهای شیرین به دستم نرسیدند.
سیف فرغانی گرچه زشکر محرومیطوطیی چون تو بگفتار بدستم نامد
هوش مصنوعی: سیف فرغانی به رغم اینکه از جنگ دور مانده است، همچنان میگوید که طوطیای مانند تو به خاطر سخنان خوبش به دستم نیامد.