شمارهٔ ۲۳۲
هوش مصنوعی: این شعر به بیان ناکامیها و ناتوانیهای افراد مختلف در دستیابی به نعمتها و حقیقتهای عمیق میپردازد. شاعر اشاره میکند که تنها کسانی به هدف خود میرسند که در جستجوی حقیقت و عشق الهی هستند. او میگوید که هر کسی که برای او تلاش نکرده، سودی نخواهد کرد و تنها افرادی که واقعاً در مسیر عشق و طلب خداوند هستند، میتوانند به مقصد برسند. همچنین، شاعر به این نکته تأکید میکند که دنیا و دنیویات برای زاهدان و عارفان حقیقی ارزش ندارد و تنها ارتباط با حقیقت میتواند انسان را نجات دهد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که ورود به مقام قرب الهی مستلزم ترک دنیای مادی و خودپرستی است.
دولت نیافت هر که طلب کار ما نبودسودی نکرد هرکه خریدار ما نبود
هوش مصنوعی: کسی که به دنبال ما نباشد، به خوشبختی دست نخواهد یافت و آنهایی که ما را نمیطلبند، سودی نخواهند برد.
آن کوزهر دو کون بغیر التفات داشتاو حظ خویش جست، طلب کار ما نبود
هوش مصنوعی: آن شخص که به دو جهان بدون توجه به دیگران نگاه کرده است، خودش لذت و بهرهاش را میبرد و برای ما دنبالهرو نیست.
سگ از کسی بهست که او راه ما نرفتشیر از سگی کمست که در غار ما نبود
هوش مصنوعی: سگ از کسی بینصیب است که او در مسیر ما گام ننهاده و شیر از سگی کمتر است که در غار ما حضور نداشته باشد.
آن کو متاع جان نکند ترک، رخت اودر خانه به که لایق بازار مانبود
هوش مصنوعی: کسی که ارزش جان خود را درک کند و آن را نادیده نگیرد، آثار او در زندگیاش بهتر از آن است که در بازار دنیا فراموش شود.
آن مرد کاردان که همه ساله کار کردخاکش دهند مزد که در کار مانبود
هوش مصنوعی: مردی که هر ساله به کار و تلاش خود ادامه میدهد و در این راه زحمت میکشد، باید پاداش کارش را بگیرد، چرا که در کارش به هیچ عنوان کوتاهی نکرده است.
زاهد نخواست دنیی وعقبی امید داشتجنت پرست عاشق دیدار مانبود
هوش مصنوعی: زاهد از دنیای فانی و زندگی آخرت چشم پوشیده و به بهشت امید بسته است، اما عاشق فقط در آرزوی دیدار محبوب خود است و چیزی از دنیا و آخرت برایش اهمیت ندارد.
تو بنده خودی دم آزادگی نزنکآزاد نیست هر که گرفتار ما نبود
هوش مصنوعی: تو به عنوان بنده خودت، دم از آزادی نزن، چون هر کسی که در چنگ ما نیست، واقعاً آزاد نیست.
در کیسه قبول منه گر چه زر بودآن نقد را که سکه دینار ما نبود
هوش مصنوعی: اگرچه آن پول به ظاهر طلا و باارزش است، اما در دنیای من، فقط آن چیزی ارزشمند است که با معیارهای من سازگار باشد.
ازدردها که خاصیتش مرگ جان بودآن دل شفا نیافت که بیمار ما نبود
هوش مصنوعی: از دردهایی که خاصیتشان به کشتن جان است، آن دلی که بیمار ما بود هرگز شفا نیافت.
صد خانه رابآتش خود پر ز دود کردآن تیره دل که قابل نوارما نبود
هوش مصنوعی: آن دل تاریک و غمگین، با آتش خود صد خانه را پر از دود کرد، زیرا که نمیتوانست حرارت محبت ما را تحمل کند.
شاعر همه زلیلی و مجنون کند حدیثکو را خبرز مخزن اسرار ما نبود
هوش مصنوعی: شاعر تمام داستانهای زلیخا و مجنون را روایت میکند، اما هیچکس از رازهای پنهان ما باخبر نیست.
هر سوشتافتی و ندانم که یافتیجای دگر گلی که بگلزار ما نبود
هوش مصنوعی: هر کجا که میروی و در جستجوی چیزی هستی که نمیدانم چه پیدا کردهای، گلی که در باغ ما نبود را پیدا کردی.
باصد گل عطا که بگلزار ما درستیک خار منع برسر دیوار ما نبود
هوش مصنوعی: با گلهای عطری که در باغ ما شکفتهاند، هیچ خاری بر روی دیوار ما باقی نمانده است.
ای جمله از تو،از همه کس در طریق توتقصیر رفت،بخت مگر یار ما نبود
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که همه چیز به خاطر تو ولنگاری کرده است و هیچ کس نتوانسته است در این راه درست عمل کند، شاید بخت و سرنوشت ما با ما همراه نبوده است.
رویت جمال خویش بر آفاق عرضه کردادراک آن وظیفه ابصار ما نبود
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو در سراسر عالم جلوهگر شد، اما درک و فهم آن زیبایی کار چشمان ما نیست.
باآن همه خطر که درین راه سیف راستبعداز مقام قرب تو مختارما نبود
هوش مصنوعی: با وجود تمام خطراتی که در این مسیر وجود دارد، پس از رسیدن به مقام قرب تو، ما اختیار و ارادهای نداریم.
این کار دولتست کنون تا کرا رسدقرب جناب تو حدو مقدار مانبود
هوش مصنوعی: این مسئولیت به عهده حکومت است تا ببیند چه کسی میتواند به جناب شما نزدیک شود و جایگاه شما را درک کند.