شمارهٔ ۲۴۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و تمایل به وصال محبوب است. شاعر آرزو دارد که بوسهای از لبان معشوق بگیرد و نشان میدهد که حتی اگر دنیا پر از نعمت باشد، دل او فقط خواهان عشق و محبت است. او به زیباییهای معشوق اشاره میکند و غم عشق را همچون یک کودک که گاهی شاد و گاهی ناراحت است توصیف میکند. همچنین به عشق و فداکاری در عشق اشاره میکند و میگوید که عشق واقعی حتی از دنیا و مقام نیز فراتر است. در انتها، او به فقر و غنا اشاره میکند و نشان میدهد که عشق، دارایی واقعی انسان است و مهم نیست که فرد از نظر مادی در چه وضعیتی باشد.
دلم بوسه زآن لعل نوشین خوهدوگر در بها دنیی و دین خوهد
هوش مصنوعی: دل من میخواهد که از آن لبهای شیرین بوسه بزنم و اگر به بهای دنیا و دین هم باشد.
لب تست شیرین زبان تو چربچو صوفی دلم چرب و شیرین خوهد
هوش مصنوعی: دهان تو شیرین است و زبانت لطیف و دل من نیز به مانند صوفی پر از چاشنی و شیرینی است.
جهان گر سراسر همه عنبرستدلم بوی آن زلف مشکین خوهد
هوش مصنوعی: اگرچه دنیا پر از عطر خوش و زیباییهاست، اما دلم فقط بوی آن زلف مشکین را میخواهد.
نگارا غم عشقت از عاشقانچو کودک گهی آن و گه این خوهد
هوش مصنوعی: ای محبوب، غم عشق تو چنان بر دل عاشقان است که گاه مانند کودکی شاد و گاه همچون کودکی غمگین میشود.
مرا گفت جانان خوهی جان بدهدرین کار او مزد پیشین خوهد
هوش مصنوعی: محبوب به من گفت: اگر میخواهی به او کمک کنی، باید جان خود را برای این کار فدا کنی، زیرا او پیش از این پاداشی میخواهد.
چو خسروا گر می خوهی ملک وصلچو فرهاد آن کن که شیرین خوهد
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مانند فرهاد به وصال معشوق بری، پس باید مانند او تلاش کنی، چون شیرین تنها متعلق به کسی است که به خاطر عشق، تمام سختیها را تحمل میکند.
چو خندم ز من گریه خواهد ولیکچو گریم ز من اشک خونین خوهد
هوش مصنوعی: هرگاه که من بخندم، دیگران به خاطر من دلشان میسوزد و میگریند، اما وقتی که من گریه میکنم، اشک من به رنگ خون در میآید.
نه عاشق کند ملک دنیا طلبنه بهرام شمشیر چوبین خوهد
هوش مصنوعی: نه عشق به دنیا انسان را به سمت خود میکشد و نه پهلوانی چون بهرام با شمشیر چوبین خود میتواند کسی را به شکست وادارد.
کند عاشق اندر دو عالم مقاماگر در لحد مرده بالین خوهد
هوش مصنوعی: عشق میتواند به آدمی مقام و افتخار بدهد، حتی اگر در زندگی پس از مرگ و در قبرستان هم باشد.
بماکی در آویزد ای دوست عشقکه شاهست و هم خانه فرزین خوهد
هوش مصنوعی: ای دوست، عشق مانند یک جام است که باید در آن غرق شوی، چرا که عشق شاه است و همسایهای نزدیک و دلسوز.
چو من بوم (را) کی کند عشق صیدکه شهباز کبک نگارین خوهد
هوش مصنوعی: عشق به من توجهی نمیکند، چون پرندهای قوی و آزاد است که به دنبال شکار زیبایی میگردد.
درین دامگه ما چو پر کلاغسیاهیم و او بال رنگین خوهد
هوش مصنوعی: در این لحظه ما مانند پرندهای سیاه در دام افتادهایم و او میخواهد بالی رنگین داشته باشد.
برآریم گرد از بساط زمیناگر اسب شطرنج شه زین خوهد
هوش مصنوعی: اگر اسب شطرنج، پیروز میدان باشد، ما میتوانیم از زمین فاصله بگیریم و به موفقیتهای بزرگتری دست یابیم.
بدست آورم گر ز چون من گداسگ کوی او نان زرین خوهد
هوش مصنوعی: اگر من هم مثل این گدایان، که در کوی او زندگی میکنند، بتوانم به دست بیاورم، آن وقت نان طلایی میخورم.
تو از سیف فرغانیی بی نیازتوانگر کجا یار مسکین خوهد
هوش مصنوعی: تو از ثروت و قدرت بینیازی، پس چرا به یاری کسانی که در فقر و نیاز هستند نمیشتابی؟