شمارهٔ ۲۸۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از زیبایی و شیرینی لبان معشوقهاش سخن میگوید و آن را با عسل و شکر مقایسه میکند. او تأکید دارد که لبان او تنها شکر و شیرینی را به یاد میآورند و هر چیز دیگری در آنها جایی ندارد. شاعر میگوید که عشق به معشوق باعث میشود تا تلخیهای زندگی فراموش شود و همه چیز در نظرش شیرین باشد. همچنین او از حسادت و دوری از معشوق واهمه دارد و از او میخواهد که از خود دور نشود. در پایان، شاعر با اشاره به اینکه شیرینی لبهای او میتواند دردها را درمان کند، عشق و علاقهاش را به معشوق به تصویر میکشد.
ای چو شیرین بدهان پسته بگفتارشکردر حدیث آی وازآن پسته فروبار شکر
هوش مصنوعی: ای مانند شیرینی که در دهانش طعم خوش پسته است، درباره شکر صحبت کن و از آن پسته، برکت شکر را نازل کن.
دردهانت صنما غیر شکر چیزی نیستاینت تنگی که دروهست بخروار شکر
هوش مصنوعی: ای محبوب، در دهان تو جز شکر چیزی نیست و این تنگی که در آن هستی، باید با مقدار زیادی شکر پر شود.
شهد راکرد زخجلت چو نبات ای دلبرپیش حلوای لبت کاسه نگو سار شکر
هوش مصنوعی: ای دلبر، برایت شکرینکاری ها را مانند شهد زلال در نظر آوردهام. در برابر حلاوت لبهای تو، هیچ چیز برای من مهم نیست. هر چه شکر یعنی شیرینی، به پای تو میریزم و آن را به تو تقدیم میکنم.
اندرآن رو که زقرص مه وخو را فزونستنمکی هست که کم نیست زبسیار شکر
هوش مصنوعی: در آن چهرهای که از نور ماه و زیبایی بیشتر برخوردار است، عطری وجود دارد که به اندازهی فراوانی شکر کم نیست.
شعرمن بنده مخوان تا بلبانت نرسدبارها گفتمت ازآب نگه دار شکر
هوش مصنوعی: شعر من را به عنوان حقیر نپندار، زیرا ممکن است به زیبایی تو نرسد. بارها به تو گفتهام که باید از خوبیها و شیرینیهای زندگی مراقبت کنی.
همچو خسرو که بجان در طلب شیرین بودلب شیرین ترا هست طلب کار شکر
هوش مصنوعی: همانطور که خسرو جانش را برای رسیدن به شیرین فدای عشق او کرد، لبهای شیرین تو نیز مرا از سر شوق و yearning به سوی خود جذب میکند.
با نبات لب لعلت زکساد بازارتا بامروز مگس داشت خریدار شکر
هوش مصنوعی: تا امروز که مگس به دنبال نبات لب زیبایت است، نشان از این دارد که عشق و زیبایی تو همچنان در دلها بازار دارد و طرفدارانش هرگز کم نشدهاند.
کام جانم نشود تلخ بمرگ ار روزیازلب تو بدهانم رسد ای یار شکر
هوش مصنوعی: اگر روزی از لب تو شیرینی به من برسد، حتی اگر به مرگ من منجر شود، این مرگ برای جانم تلخ نخواهد بود، ای یار عزیز.
گلبن ار درچمن آب ازلب لعل تو خوردعوض غنچه برآید زسر خار شکر
هوش مصنوعی: اگر گلی در باغ با آب لبهای تو سیراب شود، به جای اینکه غنچهای زیبا بشکفد، از روی خار، شکری خواهد رویید.
نام و ننگم مبر ای جان ومرا دور مکنازبرخود که ندارد زمگس عار شکر
هوش مصنوعی: ماهیت من را نادیده نگیر و مرا از خود دور نکن، زیرا در دنیا هیچ چیزی بدتر از شرم و عار نیست.
گر زلعل تو خوهم بوسه مزن از سرکبربانگ برمن که نباشد مگس آزار شکر
هوش مصنوعی: اگر بخواهم لبان تو را ببوسم، از روی تکبر بر من نزن که مگس، شکر را آزار نمیدهد.
پای دیوار چوتو گل رخ اگر بوسه نهمبرمن افشاند خارازسر دیوار شکر
هوش مصنوعی: اگر به گل زیبایت که در کنار دیوار است بوسه بزنم، احساس میکنم که مانند خارهایی که از دیوار میرویند، عشق و محبت و شیرینی وجودت به من سرازیر میشود.
در مقامی که شود با شکرآن شیرین جمعتو ازو بوسه خوه ای عاشق وبگذار شکر
هوش مصنوعی: در جایی که شکر عشق تو با شیرینی خود جمع میشود، از بوسههای او درخواست کن و اجازه بده که شکر در این جمع باشد.
یار با آن لب شیرین سخن تلخم گفتدر دوا کرد طبیب ازپی بیمار شکر
هوش مصنوعی: دوست با آن زبان شیرینش، در حالی که سخن تلخی بر زبان آورد، در واقع درمانگر مانند طبیبی است که به دنبال بهبود حال بیمار، دارویی شیرین میسازد.
سیف فرغانی با ذکر لب او عجبستگر ترشح نکند ازتو عرق وار شکر
هوش مصنوعی: لبان او به قدری زیبا و دلنشین هستند که اگر از تو عرق شیرینی نریزد، جای تعجب دارد.