شمارهٔ ۳۷۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق خود به یار سخن میگوید و بیان میکند که یک نگاه یار او را به شدت در گیر کرده است. او از شور و شوقی که نسبت به یار دارد حرف میزند و میگوید که حتی اگر دیگر کسی را پیدا کند، عشق او همچنان برایش مهم است. شاعر به خداترصیف میکند که در شبها خلوتی با یارش دارد و شبها او را به یاد میآورد. او در عشق خود به یار، خود را مانند فرهاد میداند که برای رسیدن به شیرین با مشکلات میجنگد. در پایان، شاعر از تحولی در دلش میگوید که حالا در عشق بیدار شده و عشق را چون امانتی گرانبها میداند که باید به یار بسپارد.
بیک نظر دل خلقی همی برد یارمبمن نگر که بدان یک نظر گرفتارم
هوش مصنوعی: یک نگاه از طرف محبوب میتواند دل مردم را بهراحتی برباید. حالا به من نگاهی بینداز، زیرا من فقط با همان یک نگاه تو گرفتار شدهام.
مرا خود از خبرش بود حال شوریدهکنون بیک نظر او تمام شد کارم
هوش مصنوعی: من از حال و روز خودم به خاطر یاد او دچار آشفتگی شدهام و اکنون با یک نگاه او، تمام کارهایم پایان یافت.
ورا اگر دگری یافت و از طلب بنشستمن آن کسم که پس از یافتن طلب کارم
هوش مصنوعی: اگر او فرد دیگری را پیدا کند و از جستجو دست بکشد، من همان کسی هستم که بعد از پیدا کردن، همچنان در پی جستجو و خواستن هستم.
شبی بخدمت او خلوتی خوهم تا روزکه او ز لب شکر و من ز دیده دربارم
هوش مصنوعی: شبی در کنار او تنها میخواهم بود تا روزی که او با لبهای شیرینش به من نگاه کند و من هم با چشمانم به او پاسخ دهم.
چراغ وارم از آن پس اگر کشند رواستستاره وار چو با مه شبی بروز آرم
هوش مصنوعی: اگر مرا بکشند، مانند چراغی که روشن است، مجاز است؛ زیرا من همچون ستارهای هستم که در شب با ماه درخشش دارم.
امیر ملک ورا طالب است و من در عشقنمی خوهم که فرومایه یی بود یارم
هوش مصنوعی: امیر برای وصال او تلاش میکند و من در عشق نمیخواهم که یارم کسی باشد که پایینرده و بیقدر است.
تو همت من مسکین نگر که چون فرهادبرای شیرین با خسرو است پیکارم
هوش مصنوعی: به من توجه کن که چگونه مانند فرهاد که برای شیرین میجنگید، من نیز برای تو تلاش میکنم.
من از مدام املهای خویش بودم مستشراب عشقش از آن سکر کرد هشیارم
هوش مصنوعی: من همیشه در حال عشق ورزیدن بودم و به خاطر شراب عشق او، حتی در حالت هوشیاری هم دچار نشئه و شیدایی شدهام.
کنون نخسبم جز بر درش چو سگ همه روزکه شب روان رهش کرده اند بیدارم
هوش مصنوعی: حال که جز بر در او نمیخوابم مانند سگی که هر روز بیدار است و شبها به راهش میرود.
بدین گنه که دلم قدر وصل تو نشناختگرم بهجر عقوبت کند سزاوارم
هوش مصنوعی: من به خاطر این که نتوانستم ارزش و اهمیت وصال تو را درک کنم، حالا باید مجازات جدایی را تحمل کنم و این عادلانه است.
اگر چنانکه زدی لاف سیف فرغانیکه من ببذل درم سرخ رو چو دینارم
هوش مصنوعی: اگر تو به خود میبالید که چون شمشیر فرغانی هستی، من هم در مقابل این ادعا، به راحتی میتوانم با کمک پولم که همچون دینار سرخ است، به دیگران رو نمایی کنم.
میان خلق تفاوت بسیست در گوهرکه دوست را تو بزر من بجان خریدارم
هوش مصنوعی: در میان مردم تفاوتهای زیادی وجود دارد، اما من از تمام وجودم آمادهام تا دوست را با ارزش و گرانبها بدانم.
طریق اهل دل اینست کاین امانت جانکه دوست داد بمن من بدوست بسپارم
هوش مصنوعی: راه و روش افرادی که دلهایشان در حقیقت زندگی را درک کردهاند، این است که جان و زندگیای که از دوست (خدا) به من داده شده، دوباره به او برگردانم و به او بسپارم.