شمارهٔ ۳۹۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و درد جدایی میگوید. او به معشوقش اشاره میکند و بیان میکند که از شدت عشق و فراق، به شدت مینالد و زار زار گریه میکند. او خود را همانند بلبل میداند که بدون گل (معشوق) زندگیاش غمانگیز و پر درد است. شاعر همچنین به نصیحت خردمندان گوش نمیدهد و از تصور جدایی همچون دیگی در حال جوش، در درونش آتش میگیرد. در نهایت، او از این میگوید که در غم و اندوه خود، اختیاری از دستش نیست و به شدت برای معشوقش ناله میزند.
گر عیب کنی که زار می نالممن زار ز عشق یار می نالم
هوش مصنوعی: اگر تو عیبجویی کنی، من به خاطر عشق یارم به شدت مینالیم و شکایت میکنم.
بلبل چو بدید گل بنالد منبی دلبر گل عذار می نالم
هوش مصنوعی: بلبل وقتی که گل را دید، به شدت نالیدن را آغاز کرد، زیرا بیدلبرش، یعنی محبوبش، در کنارش نبود و به خاطر زیبایی گل، دلش به درد آمد.
از عشق گل رخش بصد دستاندلسوزتر از هزار می نالم
هوش مصنوعی: از عشق چهرهات با هزاران احساس و درد، بیشتر از هزار جام شراب مینالم.
بی قامت همچو سرو او دایمچون فاخته بر چنار می نالم
هوش مصنوعی: به دلیل بیحوصلگی و نداشتن آرامش در زندگی، مانند فاختهای هستم که مدام بر درخت چنار ناله میزنم، انگار که برای فقدان وجود او همیشه دلتنگ و غمگینم.
در چنگ فراق آهنین پنجهباریک شدم چو تار می نالم
هوش مصنوعی: در دلهره جدایی، به شدت آسیب دیده و شکننده شدهام و مثل تارهایی که میلرزند، ناله میکنم.
گرچه به نصیحتم خردمندانگویند فغان مدار می نالم
هوش مصنوعی: اگرچه افراد عاقل نصیحت میکنند که دلسوزی نکن و اندوه به دل راه نده، اما من همچنان از دل و جان ناله و شکایت میکنم.
چون دیگ پرآب بر سر آتشمی جوشم و زار زار می نالم
هوش مصنوعی: من مانند دیگی پر از آب هستم که بر روی آتش میجوشد و با صدای بلند ناله میکنم.
چون چنگ فغانم اختیاری نیستاز دست تو ای نگار می نالم
هوش مصنوعی: چون ساز من به صدا در آمده، از تو هیچ اختیاری ندارم ای معشوق، فقط میتوانم از دل ناله کنم.
تا همچو نیم دهان نهی بر لبدور از تو رباب وار می نالم
هوش مصنوعی: تا زمانی که در دوری تو، همچون کسی که نیمهی دهانی را بر لب میگذارد، بیصدا و غمگین مینالم.